تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤

آن چيزى است كه عملا در زندگى روزمره ، چه بيرونى چه درونى در حال اتفاق افتادن است . اگر واقعا از نزديك به آنچه كه در شما در شرف وقوع است بنگريد و آن را مورد بررسى قرار دهيد ، مىبينيد كه همهء آن ، بر اساس نوعى مفهوم است و حال آنكه ذهن تمامى گسترهء هستى نيست ، بلكه جزيى از آن است » ( 1 ) اين عبارات را كه آورديم ، براى ارزيابى محتويات آنها مجبوريم يك تحليلى اختصارى در بارهء آنها داشته باشيم . يك - « بما گفته شده است كه همه راهها به حقيقت ختم مىشود . . . » آرى ، همينطور است ، يعنى اگر راهها واقعا راه باشد نه چاه ، و از طرف ديگر مشعل عقل و وجدان در آن راه‌ها نصب شده باشد ، بالاخره به حقيقت يا حقايقى مىرسند كه مشتركات آنها است . به عنوان مثال ، آيا انسانها از آغاز تاريخ اجتماعات بشرى ، از راههاى گوناگون به حقوق طبيعى مشترك خود نرسيده‌اند بلى رسيده‌اند . كاش مورتى فرصتى براى مطالعه داشت و مطالب زير را مطالعه نموده و ريشه‌هاى اوليه حقوق طبيعى را بدست مىآورد : 1 - اديان حقهء الهى 2 - درك و دريافتهاى مغزى متفكر بشرى كه در فرهنگهاى سازنده اقوام و ملل منعكس شده است كه مىتوان با نظر دقيق در بارهء آنها ، وجود و فعاليت يك وجدان عام بشرى را كه در اشكال گوناگون تجلى مىكند ، پذيرفت . 3 - قوانين ذو القرنين ( كورش به نظر مرحوم طباطبايى در تفسير آيه 83 از سورهء الكهف در تفسير الميزان . ) 4 - اصول مذهب ملت اسه ( قومى از يهود ) 5 - رواقيون : الف - ماركوس اورليوس ب - سيسرون ج - سنكاد - ژوستينين 6 - منشور كبير انگليس 7 - توماد آكن

هامش
( 1 ) رهايى از دانستگى - كريشنا مورتى - ترجمهء مرسده لسانى ص 42