تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
در زندگى خود داشته و وصول به آن را مطلوب جدى تلقى مىنمايد . بهر حال مىخواهيم بدانيم اين كه ايده آلهاى ما يكى از علل تمايلات تهاجمى ما است يعنى چه آيا بشر هر ايده آلى را كه براى خود انتخاب مىكند همهء كوششها و تلاشهاى خود را صرف وصول به آن مىنمايد ، موجب تضاد و تزاحم و كينه توزى و باصطلاح مورتى علت به وجود آمدن « تمايلات تهاجمى » مىگردد نه هرگز ، زيرا ناديده گرفتن آن ايده آلهايى كه باعث پيشرفت بشرى در طول تاريخ گشته است غير از جهل يا غرض ورزى علتى ندارد ، نديدن علم دوستى ، معرفت و حكمتگرايى ، علاقه بر پيشرفت صنعت ، وضع و تدوين قوانين حقوقى ، ترويج شديد اخلاقيات والاى انسانى از طرف اديان و حكماء و ديگر رشد يافتگان شريف و با كرامت ، و تكاپوى جدى و مخلصانه در مسير تنظيم و تصفيهء فرهنگهاى سازنده و غير ذلك در گذرگاه تاريخ ، با بستن چشم فقط امكانپذير نيست ، بلكه بايد سقوط درك بر بينهايت زير صفر رسيده باشد ، تا انسان بتواند تمدنهاى دينى و ديگر مدينيتهايى را كه در طول تاريخ به وجود آمده‌اند منكر شود . البته موجود بشرى مىتواند براى خود هدفهاى بسيار كثيف و وقيح و شرمآور را ايده آل قرار بدهد ، ولى هيچ انسان عاقل نمىتواند ايده آل را در هدفهاى ناپاك و تضادانگيز و وقيح منحصر كند . ص 41 از سطر 3 تا آخر و ص 42 از سطر 1 تا آخر 18 مورتى مىگويد : بما گفته شده است كه همه راهها به حقيقت ختم مىشود يعنى شما راه خود را به عنوان يك هندو مىرويد ديگر به عنوان يك مسيحى يا يك مسلمان ، در نهايت هم ، تمام راهها به يك در منتهى مىشود درى كه وقتى خوب به آن نگاه كنيد ، به طرزى بسيار واضح به پوچى آن پى مىبريد . حقيقت هيچ جاده اى ندارد و همين زيبايى حقيقت است . حقيقت زنده است براى رسيدن به يك چيز مرده جاده وجود دارد زيرا كه ايستا است . اما اگر پى ببريد كه حقيقت يك چيز زنده متحرك است كه هيچ قرارگاهى ندارد ، نه معبدى ، نه مسجدى ، نه كليسايى ، نه مذهبى و نه معلمى و نه فيلسوفى