تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
يك تحليل ضرورى در بارهء تعصب كه به معناى مقاومت شديد روانى در پذيرش يا انكار يك قضيه است ، بقرار زير است : قسم يكم - محتواى آن قضيه ، حقيقتى است كه ضرورت آن كاملا معقول و مطابق وجدان عام بشرى است ، مانند « به خود به پسند آنچه را كه بر ديگران مىپسندى و بر ديگران مپسند آنچه را كه بر خود نمىپسندى » و مانند « ارزش حقيقى كار و كالاى هر كسى بايد به او پرداخته شود » « حقوق اساسى پنجگانه انسان ( حق حيات شايسته حق آزادى مسئولانه ، حق كرامت ، حق تعليم و تربيت و حق تساوى در برابر قانون ) بايد به طور حتم مراعات گردد . » تعصب در بارهء اين قضايا كه مبناى ضرورى حيات فردى و اجتماعى همهء انسانهاست ، نه تنها موجب تمايلات تهاجمى انسانها به يكديگر نيست بلكه تعصب و عمل به آنها است كه بهترين زمينه را براى « حيات معقول » انسانها آماده مىسازد . قسم دوم - تعصب در بارهء قضايايى است كه محتواى آنها شر و پليدى و خباثت و جهل است ، تعصب در بارهء اين نوع قضايا نه تنها امرى ناشايست است ، بلكه مبارزه با آنها ، از اهم تكاليف دينى و سياستها و اخلاق و فرهنگهاى سازندهء عام بشرى مىباشد ، و هر كس كه بتواند كارى در اين مبارزه انجام بدهد و با اين حال كوتاهى بورزد ، او مجرم است ، نه جامعه بشرى از او مىگذرد و نه تاريخ او را عفو مىكند و نه خدا او را خواهد بخشيد . قسم سوم - تعصب در بارهء قضايايى است كه محتويات آنها نه ذاتا امور خير و ضرورتهاى الزامى است و نه شر و پليدى ، بلكه امور مباح هستند كه با ذوقيات و شرايط ذهنى اشخاص ممكن است تا درجهء پذيرش و اعتقادى تعصب پيش برود . اين گونه قضايا نيز به نوبت خود به دو گروه عمده تقسيم مىگردند : گروه يكم - آن قضايا هستند كه لوازم زيانبار مغزى و روانى تعصب در باره آنها ،