تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨

3 - خودپسندىهايمان . اين يك عامل از اساسىترين عوامل تمايلات تهاجمى انسانها است . و كاملا بايد با آن به مبارزه پرداخت . اين مبارزه ، با فلسفه بافىهاى بىاساس ، قلم پردازيهاى شهرتطلبانه ، شطرنجبازىهاى مغزى ، فريبكارىهاى فضل فروشانه ، هنرنماييهاى مبتكرانه ، لطيفه گويىهاى نبوغ بازانه و امثال اين نابكاريها كه خود از مهلكترين بيماريهاى خودپسندى و خودنمايى است ، نه تنها نمىتواند از سقوط در لجن خودخواهىها و خودفروشىها جلوگيرى كند ، بلكه چون خود از همان ريشه بيمارى سر مىكشد ، لذا مىتواند طرق متنوع و تازه ترى براى خودخواهىها و خود فروشىها ارائه بدهد . تا اينجا سخنان نويسنده قابل تفسير و توجيه بود كه متذكر شديم . حال ببينيم او چه عواملى را به عنوان علل تمايلات تهاجمى پيش مىكشد شماره بعدى چنين است : 4 - خدايانمان : آيا وقتى كه مورتى اين كلمه را روى كاغذ مىآورد ، واقعا متوجه بود كه چه مىنويسد مىبايست اين شخصيت مقدارى بيشتر در بارهء مفهوم خدايان مىانديشيد - خدا و خدايان كدامين اقوام و ملل من يقين دارم اين شخص كمترين مطالعه اى در خداى ابراهيمى كه ازلى و ابدى و فوق محسوسات و فوق وابستگىها و بىنياز و عالم و قادر مطلق است نداشته است . او در بارهء خداى واقعى حضرت ابراهيم و موسى و عيسى و محمد و على بن ابي طالب عليهم السلام كه همهء انسانها را مانند يك انسان معرفى مىكند ، اطلاعى نداشته است . قطعى است كه او از كتاب قرآن كه متن كلى دين ابراهيمى است حتى يك آيه مانند * ( مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً ) * ( 1 ) را نديده است ( قطعى است كه هر كس يكى از انسانها را بدون عنوان قصاص قانونى و يا فساد در روى زمين بكشد مانند اينست كه همه انسانها را كشته است و اگر كسى يك نفس انسانى را احياء

هامش
( 1 ) قرآن سورهء المائده آيه 32 .