تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
او منتهى مىگردد ] راه اصلاح درون بشر و محدود كردن قدرت و ارادهء خودكامگان سلطه گر را به مردم ، مخصوصا به جوانان ياد بدهند . 2 - به خاطر ملىگرايىهايمان - ملىگرايى به معناى وابستگى به يك قوم و ملتى خاص بر سه گونه است : يكم - وابستگى جبرى مانند انتساب نژادى يا جغرافيايى بيك ملت ، اگر انسان به بركت تعليم و تربيت توانسته باشد روحيهء انسان جهان وطنى خود را تقويت نمايد و گام فراتر از پديدهء نژادگرايى و محصور شدن شخصيتش در يك محيط جغرافيايى بگذارد ، [ حتى اگر قدمى بيرون از آن محيط و جمع نژادى بيرون نگذاشته باشد ] هيچ گونه اعتراض از نظر مبانى انسانى بر او وجود ندارد . دوم - وابستگى اختيارى ، معناى اين وابستگى چنين است كه انسان همهء ارزشهاى وجودى خود را به آن نژاد و محيطى مستند بسازد كه در آنجا به دنيا آمده نسل او با آن نژاد در آميخته است . اين نوع عقب افتادگى روانى و مغزى است كه نخست موجب بيگانگى از ديگر انسانها مىگردد سپس بيمارى « از خود بيگانگى » را به دنبال مىآورد ، مانند همان شاعر كوته بين و خودسوز كه مىگويد :
و ما أنا الَّا من غزيّة إن غوت غويت و إن ترشد غزيّة أرشد
( و من نيستم مگر از قبيلهء غزيه ، اگر غزيه گمراه شود ، من هم گمراه مىشوم و اگر غزيه رستگار شود من هم رستگار مىشوم . ) سوم - منظور از ملىگرايى وابستگى به يك مكتب و ايدئولوژى و به يك فرهنگ به معناى عمومى آن . ارزش اين گونه ملىگرايى بستگى به ارزش آن مكتب و ايدئولوژى و فرهنگ دارد كه مورد گرايش قرار گرفته است ، لذا هر اندازه محتواى آنها انسانى تر و عالىتر و سازنده تر باشد ، ارزش آن ملىگرايى والاتر و با عظمتتر خواهد بود . و بالعكس ، اگر محتواى آنها انحرافى و پليد و رذالت و خصومتآميز باشد ، ساقطتر و پوچتر و ضرربارتر مىباشد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 57 | محمد تقي جعفري