تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
باشد .

اصول ثابتهء اخلاق در قلمرو انسان « آن چنان كه بايد و شايد »

اديان إلهى و وجدان فرهنگهاى سازندهء انسانى كه بوسيلهء علما و حكماى صاحبنظر در قلمرو انسان « آن چنان كه بايد » بوجود آمده‌اند ، بر لزوم مراعات يك عده قضاياى كلى بعنوان اصول ثابتهء اخلاق والاى انسانى تأكيد مىورزند .

نخستين ريشهء ثابت و اساسى اخلاق ، از دين كلى إلهى بر مىآيد

متن اين دين كلى را خداوند سبحان بوسيلهء حضرت ابراهيم خليل عليه السلام و سپس بوسيلهء حضرت موسى و حضرت عيسى عليهما السلام و پس از آن پيشوايان بوسيلهء محمد بن عبد اللَّه صلى اللَّه و عليه و آله و سلم كه خاتم پيامبران است ابلاغ فرموده است . اخلاق والاى انسانى از ديدگاه دين إلهى ، بقدرى با اهميت است كه پيامبر اسلام فرموده است : بعثت لأتمّم مكارم الأخلاق ( من مبعوث شده‌ام تا فضائل اخلاقى را تتميم و تكميل كنم . ) اگر ما دين و اخلاق را بطور دقيق تعريف كنيم به اين نتيجه مىرسيم كه دين ، يعنى اخلاق . و اخلاق يعنى دين . توضيح اين كه دين به معناى عمومى آن ، عبارتست از اعتقاد به اساسىترين اصول سازندهء شخصيت انسانى ( اعتقاد به وجود خدا و يگانگى آن ذات اقدس و اعتقاد به نبوت انبياء عليهم السلام كه راهنمايان بشريت به سوى كمال هستند و اعتقاد به معاد و ابديت و اعتقاد به حكومت إلهى در روى زمين كه فقط پيشوايان معصوم يا جانشينان واقعى آنان مىتوانند آن را برقرار نمايند و اعتقاد به صفات كمال خداوند جل و علا كه علم و قدرت و حيات و عدل از جملهء آنها است . فقط اعتقادات مزبور مىتوانند انسان را در اين زندگانى از پوچى نجات داده و فلسفه و هدف زندگى آنان را تعيين نمايند . و اگر كسى اعتقادات مزبور را ناديده بگيرد ، هيچ راه حلى براى معماى زندگى نخواهد داشت . اگر اين اعتقادات در همهء سطوح شخصيت آدمى تأثير بگذارد و شكوفايى ايمان را كه همهء استعدادهاى مثبت انسانى را شكوفا