قدرت بداند ، قدرت را عدالت تلقى كرده است « بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش »
شش
- قانون تطبيق اصول ثابته بر پديدههاى عارضى جامعه كه به جهت باز بودن سيستم جوامع ، همواره بوجود مىآيد ، يك قانون ضرورى و ثابت است كه بايد در هر برهه اى از تاريخ با جديت تمام مورد عمل قرار بگيرد .
هفت
- براى وصول به سياست هدفدار تكاملى ، ضرورت حياتى دارد كه اصل « ضوابط نه روابط » حكمفرما باشد .
هشت
- اصل ثابت برخوردار ساختن افراد و گروههاى جامعه از حد اكثر استعدادهايى كه دارند در سياست . خشكاندن بعضى از استعدادهاى انسانها و به فعليت رساندن بعضى ديگر از آنها ، نه تنها سياست نيست ، بلكه بزرگترين جنايت بر بنى نوع انسانى است . توضيح اين كه انسان همان گونه كه مىدانيم داراى استعدادهاى فوق العاده مهمى است كه اگر بطور هماهنگ به فعليت برسند و هر يك از آنها مكمل بقيهء استعدادها عمل كند ، آن وقت مىبينيم سطح رشد و كمال بشرى تا چه حد اوج مىگيرد .
نه
- براى تحقق بخشيدن به آرمان اعلا و بسيار قديمى « برخوردارى از آزادى در انتخاب سرنوشت زندگى اجتماعى » از اصل ثابت تعليم و تربيت و انواع ارشاد براى پيش برد رشد سياسى و درك حقوق و عدالت اجتماعى مردم بايد استفاده شود . و الَّا هيچ جامعه اى به خودى خود و بدون ارشاد و تعليم و تربيت نمىتواند فهم سياسى خود را تكامل ببخشد و از همين جهت است كه پس از آن همه دستورات اكيد اديان آسمانى و توصيههاى حكماء و صاحبنظران علوم انسانى ، استبدادها رخت از جوامع انسانى بر نبستهاند .
ده
- اصل ثابت تطابق مديريت سياسى جامعه با قدرت مردم آن جامعه . اين اصل به اضافهء آنكه به منابع قرآنى و عقول سليمه مستند است ، از قديمترين تواريخ بدين ترتيب در جوامع بشرى منعكس شده است كه « به مردم بهترين قوانين را وضع كنيد كه طاقت