تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
براى اثبات اين معنى كه بذر اساسى وجدان اخلاقى در ذات انسانها كاشته شده است ، اين استدلال را مىتوان در نظر گرفت : هيچ انسان عاقل و هشيارى نمىتواند منكر اين حقيقت باشد كه به فعليت رسيدن وجدان اخلاقى در انسانها موجب وصول جامعهء بشرى به امتيازات مادى روانى و روحى فراوان و منتفى شدن دردهاى خانمانسوزى است كه جامعه بشرى همواره به آنها مبتلا بوده است . در حقيقت قوانين و مقررات و حقوق و هر آنچه كه بعنوان تنظيم كنندهء حيات بشرى مطرح بوده است ، بدون وجدان اخلاقى ، درست مانند آن كاخهاى مجلل است كه بر قلَّه‌هاى كوه آتشفشان ساخته شده‌اند بنا بر اين اگر وجدان اخلاقى كه بزرگترين وسيلهء اصلاح حيات فردى و اجتماعى انسانها است ، ناشى از پديده‌هاى خارج از ذات مانند اوامر و نواهى دوران كودكى و مقررات خانواده و جايگاه تعليم و تربيت كودكان و جوانان است . بياييد آن امور را تنظيم و تقويت نماييم ، بلكه بشريت را از بيمارى مهلك بىوجدانى و ضد وجدانى بهبود ببخشيم .

سه - دريافت حقيقى وحدت يا اشتراك همهء افراد مردم در اصول و مختصات

جسمانى ، روانى ، و روحانى ، مانند انديشه ، تعقل ، لذت و الم ، محبت و كينه ، صيانت ذات ، اراده ، حبّ شهرت و نيكنامى ، و غير ذلك . اين است منشأ اصلى آن اصل ثابت كه مىگويد : « بر خود بپسند آنچه را كه بر ديگران مىپسندى و بر ديگران مپسند آنچه را كه بر خود نمىپسندى . »

چهار - احساس و انجام تكليف

مستند به مطلوبيت ذاتى آن ، نه در مجراى سوداگريهاى خودخواهانه .

پنج - مراعات جدّى ارزش هدف و وسيله

به اين معنى ، هر هدفى كه مقتضى استخدام وسيله يا وسائلى است ، بايد داراى ارزشى عالىتر از ارزش آن وسيله يا وسائل بوده باشد كه هم ارزش از دست رفتهء وسيله جبران شود و هم خود هدف قابل وصول