تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
تهيهء وسائل شهوترانى يك حيوان عظيم الجثه را [ افراد جامعه را ] ، [ تاريخ فلسفهء سياسى - آقاى بهاء الدين پاسارگاد ج 1 ص 98 ] مؤلف كتاب تاريخ فلسفهء سياسى « حيوان عظيم الجثه » را به زمامدار اول هر جامعه ، تفسير مىكند ، اگر چه اين تفسير با نظر به روياروى قرار گرفتن دموكراسى با تهيهء وسائل شهوترانى يك حيوان بزرگ بيشتر محتمل است ، ولى به نظر مىرسد كه با توجه به اين حقيقت كه اگر سياست يك جامعه هدفدار تكاملى نباشد ، مردم آن جامعه جز شئون حيوانى خود به چيز ديگر نمىانديشند ، تفسيرى كه ما براى « حيوان عظيم الجثه » بيان كرديم ، نيز مناسب خواهد بود .

دو - آن نوع سياست مىتواند براى حال بشريت مفيد باشد كه هدفى عالىتر از آنچه كه جامعه با عوامل جبرى به آنها رسيده و بر مبناى آن حركت مىكند .

جامعه اى كه بر مبناى عوامل جبر مادى در موقعيتى قرار مىگيرد ، توجيه چنين جامعه بر مبناى عوامل جبرى ديگر ، شبيه به جابجا كردن و ايجاد تغيير در چند عدد آجر يا جانداران بىعقل و وجدان مىباشد . براى فهم اين اصل ، مىتوانيم از وضع زندگى يك فرد نيز ، بهره بردارى نماييم . اگر يك فرد از انسان بدون اين كه صيانت ذاتى و مديريت زندگى خود را با روش هدفدارى به جريان بيندازد ، قطعى است كه مانند يك وسيلهء ناآگاه و بىاختيار تحت سلطه و تصرف عوامل قوىتر ، در اين دنيا حركت خواهد كرد . او همان طبلى است كه در مركز تقاطع راههاى حوادث قرار گرفته است كه هر حادثه اى و هر شخصى و هر عاملى كه از راه مىرسد ، دستى بر او مىكوبد و مىرود . و اگر يك انسان بخواهد مانند طبل در اين دنيا زندگى نكند و هويتى مستقل داشته باشد و بگويد « من هستم » بايد براى خود هدفى عالىتر از پديده‌هاى زندگى معمولى حيوانى كه صداى او را جبراً در مىآورند ، پيدا كند . جامعهء انسانى هم كه متشكل از افراد است ، اگر براى حيات خود هدفى نداشته باشد ، يا اگر سياست نتواند براى زندگى اجتماعى او هدفى عالىتر در مسير تكامل آن تعيين نمايد ، نه تنها براى جامعه كارى نكرده است ، بلكه باعث ركود و عقب افتادگى مردم