جامعه گشته است . اين كه آلفرد نورث و ايتهد مىگويد : « در خصوص اختلاف نظرهاى سياسى دنياى باستانى هنوز تاكنون چيزى حل و تصفيه نشده است . تمامى مسائل مورد بحث افلاطون امروز هم مطرح است . مع ذلك ما بين نظريات سياسى قديم و جديد تفاوت عمده اى وجود دارد . چون ما با قديميها در يك قضيه كه آنها همگى در آن اتفاق داشتند اختلاف داريم . در آن دوران بردگى محور استدلال نظريات سياستمداران بود ، اما امروز محور استدلال سياستمداران مسألهء آزادى است . در آن روزها افكار نافذ در تطبيق اصول بردگى بر حقايق سادهء احساسات اخلاقى و روشهاى اجتماعى با مشكلات مواجه مىشد . و امروزه تحقيقات اجتماعى ما در تطبيق دادن عقيدهء ما راجع به آزادى با دسته اى ديگر از حقايق آشكارى كه بهتآور و تطبيق ناپذيرند و فقط بعنوان ضرورت وحشى تنفرآور تصور مىشوند دچار اشكالاتى مىگردد . با اين اوصاف آزادى و مساوات با اختلاطى از اوصاف معيوب كه بدنبال دارد محور استدلال افكار سياسى جديد را تشكيل مىدهد ، در حالى كه بردگى براى پيشينيان محور استدلال مشابهى بود با اختلاط به اوصاف معيوب آن . » ( 1 ) يك حقيقت غير قابل انكار است كه جريان عمومى قرون و اعصار گذشته است كه تا به امروز ادامه يافته است . اين عقب ماندگى نتيجهء هدفدار نبودن سياستهايى است كه مديريت زندگى اجتماعى انسانها را به عهده گرفته است . اگر سياست اين اصل را كنار بگذارد و به تنظيم تمايلات مهار نشده و خواستههاى مستند به غرايز طبيعى حيوانى بپردازد ، نه تنها مشكلات سياسى هرگز حلّ و فصل نخواهد گشت ، بلكه روزبروز مشكلات ديگرى براى جامعه بشريت افزوده خواهد گشت ، تا منتفى ساختن وجود خود سقوط خواهد كرد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 301
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٠١
هامش
( 1 ) ماجراى انديشهها [ سرگذشت انديشهها ] آلفرد نورث و ايتهد اصل متن انگليسى ص 22