براى انسان هم در حال انفراد ممكن است و هم در حال جمعى خداوند مىفرمايد : * ( كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ) * [ المدثر آيه 38 ] هر نفسى در گرو هر چيزيست كه آن را اندوخته است و مىفرمايد * ( إِنَّ الله لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ ) * [ الرعد آيه 11 ] ( خداوند وضع هيچ قومى را تغيير نمىدهد مگر اين كه آنان وضع خود را دگرگون بسازند ) و بديهى است كه اين تغيير كه ناشى از دگرگونى در شرايط است با ثابت بودن « اصل كرامت و شرف ذاتى » هيچ منافاتى ندارد .
5 - اصل آزادى مسئولانه
- بر خلاف كسانى كه آزادى را بطور مطلق از اصول ثابته مىدانند ، با نظر به همهء ابعاد شخصيت انسانى و انواع ارتباطات انسانها با يكديگر اين پديده ( آزادى ) حتماً بايد مقيد به قيد مسئولانه باشد ، زيرا آزادى بمفهوم مطلق نه تنها قابل تحقق نيست ، بلكه از يك جهت خود موجب از بين رفتن خود مىباشد . زيرا اگر آزادى مربوط به هو و هوس و اشباع غرائز حيوانى باشد هم آزادى شخصيت را كه آزادى معقول و ارزشى است از بين مىبرد . و هم مزاحم آزادى ديگر افراد جامعه مىباشد .
6 - اصل ضرورت تعلم و تربيتپذيرى
- منشأ اين اصل ثابت و نياز پايدار يك امر بديهى است و آن اينست كه همهء افراد انسانى وقتى كه گام به اين دنيا مىگذارند ، هيچ شكل و كيفيت خاصى كه غير قابل تغيير باشد با خود نمىآورند . در صورتى كه اصول و اهداف حيات فردى و اجتماعى انسانها داراى ماهيت و مختصات معينى مىباشند ، لذا براى آماده شدن به تطبيق حيات بر آن اصول و مسير و اهداف ، تعليم و تربيت ضرورت ثابت دارد .
7 - اشتياق جدى انسان براى وصول به كمال
[ اگر چه اغلب مردم در تفسير معناى كمال با يكديگر اختلاف دارند ] ولى مشاهدات و تجارب بسيار فراوان در طى قرون و