الف - نيازهاى انسان در بعد مادى او
- بقاى حيات آدمى در مجراى طبيعت داراى نيازهاى ثابت است ، مانند غذا ، پوشاك ، مسكن ، بهداشت ، استراحت ، زناشوئى و فرار از خطر و غير ذلك . اين نيازها با نظر به ساختمان جسمانى انسان در قلمرو « آن چنان كه هست » امورى ثابت مىباشند ، اگر چه از نظر كمّى و كيفى به پيروى از شرايط و موقعيتها و ساليان عمر و غير ذلك حتى در خود يك انسان هم مختلف مىباشند . ولى بهر حال ، تا ساختار وجود مادى آدمى از اجزاء و پديدهها و فعاليتهايى كه دارد ، تشكل داشته باشد ، قطعى است كه نيازهاى مزبور هم وجود خواهد داشت . و همهء آن عوامل كه براى رفع نيازهاى مزبور لازم است ، بعنوان ثابتهاى مستمر در بقاى حيات آدمى دخالت خواهد داشت .
ب - نيازهاى بعد معنوى انسان
- همان گونه كه بعد مادى ما انسانها داراى نيازهايى است ثابت و مادامى كه عوامل مقتضى آن نيازها وجود داشته باشد ، قطعى است كه آن نيازها به وجود خود ادامه خواهند داد ، بعد معنوى انسان نيز داراى نيازهايى ثابت است كه نمونه اى از آنها را در اين مباحث ملاحظه مىفرماييد :
3 - اصل حيات شايسته
با دقت در دو اصل يكم و چهارم ( اصالت صيانت ذات و اصالت كرامت و شرف انسانى ) اين اصل اثبات مىشود كه اصل حيات شايسته از اصيلترين و پايدارترين اصول است كه مىتواند منشاء احكام اوليه ثابت بوده باشد . معناى اين اصل چنين است كه حياتى كه مطلوب ذاتى انسانها است ، حيات مقرون به شرف و كرامت و حيثيت است ، نه حيات ذليلانه و خوار و پست .
4 - انسان داراى كرامت و شرف ذاتى است
يعنى خداوند انسان را موجودى آفريده است كه داراى شرف و حيثيت ذاتى است ، هرگز قابل تغيير نيست ، مگر اين كه خود انسان به جهت ارتكاب جرم ، شرف و حيثيت ذاتى خود را از دست بدهد ، يا با كسب اخلاق فاصلهء انسانى به كرامت و شرف اكتسابى نيز نائل آيد . اين تغيير از جانب خويشتن