من از آنِ خداوند پرورندهء عالميان است ) و قطعى است كه حياتى كه نتوانسته است از لجنزار هوى و هوس حيوانيت بيرون آمده و راهى موقعيت تصعيد تكاملى باشد ، شايستگى استناد به خدا را ندارد ، پس حيات بىفرهنگ كه همان حيات نامعقول است ، سزاوار انتساب به خدا را ندارد . حيات غوطه ور در جهل و تباه شده در لهو و لعب در منطق قرآن ، حيات حقيقى نيست ، بلكه نمودى از زندگى طبيعى دنيوى است كه علم و معرفت آنان از آن نمود تجاوز نمىكند - * ( يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ ) * [ الروم آيه 7 ] ( آنان نمودى از زندگى دنيوى را مىدانند و از حيات حقيقى پشت پرده غافلند ) با توجه دقيق به معناى حيات با فرهنگ پويا و هدفدار و آيات صريح قرآنى به اين نتيجه مىرسيم كه حيات با فرهنگ كه همان « حيات معقول » و « حيات طيبه » است ، مطلوب واقعى اسلام بوده و احكام مربوط به تثبيت چنين فرهنگ و عناصر آن اوليه و ثابت مىباشند .
9 - تمايل شديد براى دريافت موقعيت در جهان هستى ، انسان موجوديست كه مىخواهد موقعيت خود را در كتاب هستى بداند .
اين حقيقت هم منشأ احكام ثابتى است كه دگرگونى راهى به آن ندارد از آن جمله انسان بايد بداند كه اين كيهان بزرگى كه او در گوشه اى ناچيز از آن ، به نام كرهء زمين زندگى مىكند بر مبناى حق آفريده شده است ، حق در اصطلاح قرآن واقعيت شايستهء وجود است . خداوند مىفرمايد : * ( وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ ) * [ الانعام آيه 73 ] ( و اوست خداوندى كه آسمانها و زمين را بر حق آفريده است . ) * ( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الله خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ ) * [ ابراهيم آيه 19 ] ( آيا نديده اى كه خداوند آسمانها و زمين را بر حق آفريده است ) * ( وَما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ ) * [ الحجر آيه 85 ] ( و ما نيافريديم آسمانها و زمين را مگر بر حق ) و همين مطلب در موارد زير آمده است : النحل آيه 3 و العنكبوت آيه 44 و الروم آيه 8 و الزمر آيه 5 و الدخان آيه 39 و