تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
ناچار سخن خود را كوتاه مىكند ، چنان كه اگر شرح و توضيح گفتار نيازمند مقدمات ناپيدا و غير موجودى باشد ، به طورى كه اگر آن مقدمات به وجود مىآيد ، خود براى مردم توضيح و شرح لازم را مىدارد ، ولى با فقدان آنها سودى براى آنها يا براى گوينده ندارد و بلكه براى گوينده اسباب زحمت مىگردد و شنوندگان وى را تكذيب كرده و به علت غرق بودن در عالم گمراهى و ضلالت ، آنها را سست مىپندارند و يا به واسطهء دورى سخن از افق فكرى آنان - كه به صورت محال جلوه مىكند - چگونه مىتوانند آن را قبول كرده و بپذيرند ؟ ! و در اين‌جاست كه گوينده گفتار خود را در لباس اختصار و تشبيه بيان مىكند تا عجيب بودن سخن وى مدركى در دست دشمن دانشمند ! و دوست نادان نگردد و بدين وسيله هدف‌هاى مقدسى كه گوينده دارد ، از بين نرود . و از چيزهايى كه لباس تشبيه به خود پوشيده ، گفتار پيامبر صلى الله عليه و آله است كه فرمود : « از فرد جذامى فرار كن ؛ چنان كه از شير فرار مىكنى » « 1 » . اخيراً دانشمندان اروپايى كشف كرده‌اند كه ميكروب جذام به شكل شير است كه در هواى مجاور فرد جذامى پخش مىشود و حتى از مجراى تنفس ، به كسى كه نزديك است ، سرايت مىكند و در وى نيز تأثير مىنمايد ، پس در واقع تشبيه فرار از فرد جذامى به فرار از شير مقصود را به نحو لطيفى به ما مىرساند .

نكته

ما بسيارى از حقايق مخفى را در شرع اسلام مىيابيم كه در موقع پيدايش خود از زبان شرع به طور تدريج شروع شده است . يك مطلب مشكل و دور از عقل توده را
هامش
( 1 ) . فرّ من المجذوم فرارك من الأسد ، و در من لا يحضره الفقيه آمده : پيامبر صلى الله عليه و آله صحبت با فرد جذامى را مكروه و ناروامىدانست ، مگر آن كه بين آنها فاصلهء مقولى باشد .
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 85 | خسرو شاهى / السيد هبة الدين الشهرستاني