هم در كتابى كه به عنوان معجزهء جاويدان وى خواهد ماند ؛ يك مسئلهء ظنى و يك حادثهء حدسى و احتمالى را به طور قطع و يقين خبر داده و بگويد :
« الم * غُلِبَتِ الرُّومُ * فِى أَدْنَى الأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ » « 1 » ؛
روميان در نزديك اين سرزمين مغلوب گشتند و هم آنها از پس مغلوب شدنشان ؛ به زودى در طى چند سال غالب مىشوند .
در هر صورت : در اسلام گفتههاى فراوانى دربارهء كشف از غيب آمده است ، مانند تصريح امام رضا عليه السلام به وجود زمينى در بالاى ما ، در آسمانها ؛ و تصريح امام باقر عليه السلام به وجود قمرهاى فراوان و متعددى علاوه بر قمرهاى محسوس ما . . . و غير اينها از چيزهايى كه در نظر انصاف ؛ محملى براى آنها جز وحى و ارتباط به خالق عالم و محيط به اسرار آن ، نمىتوان يافت ، براى اين كه ما شكى نداريم كه حس و عقل به تنهايى از درك همهء اين امور عاجز بوده است و متأخرين هم فقط به وسيلهء آلات و ادوات علمى و فنى قوى و نيرومند ؛ پس از هزار سال هجرى ، بدان رسيدهاند .
* * * اگر بگويند : ما بعضى از آيات و روايات را مىبينيم و مىيابيم كه به طور روشن و آشكار با اكتشافات جديد منطبق مىباشند ولى گروه ديگرى از آنها مجمل و مبهم بوده و نيازمند توضيح است ؛ علت اين عدم وضوح و وجود ابهام در متن آن آيه و روايت چيست ؟
مىگويم : بدون شك هر گفتارى گاهى به علت وجود فرصت و فقدان هرگونه
هامش
( 1 ) . روم ، آيات 1 - 3 .