تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
آن را خواهند ديد ، پس مقصود شارع مقدس اسلام از هفت سياره همين هفت سياره‌اى است كه محسوس و قابل رؤيت است . ولى موضوعى كه خيلى دور از حس بوده و ادراك آن جز با آلات - و آن هم براى گروه خاصى از مردم - ممكن نباشد ، مستحسن و معقول نيست كه شخص حكيم در خطابات عرفى و عمومى ، حكم را روى چنين موضوعى ببرد - مگر در خطابات خصوصى و سرى كه گاهى بر سبيل ندرت با گروهى كمى از اهل كمال به ميان آيد - مثل سيارهء فلكان و نپتون و غيره كه در اعصار گذشته نه مرئى بوده و نه قابل رؤيت . و از اين رو شارع اسلام به مقتضاى حكم بلاغت و حسب حال و مقام ، در خطابات خود بدين گونه سيارات توجه نداشته و فقط هفت سيارهء مشهور را موضوع احكام خود قرار داده است . دستهء دوم : آثارى است كه اشعار دارد سيارات نظام عالم شمسى ما يازده تاست : ظاهر اين آثار ناظر بر همهء سيارات ماست اعم از محسوس و غير محسوس ، معروف و غير معروف ، مكشوف و غير مكشوف ! و از جملهء آن آثار اين آيه است : « إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِىساجِدِين » « 1 » ؛ يازده ستاره در خواب ديدم كه با آفتاب و ماه مرا سجده مىكردند . بديهى است حضرت يوسف عليه السلام در خواب ستاره ديده نه چيز ديگر ، ولى در حال بيدارى تفسير به يازده برادر وى شده است و چون پيامبر معصوم است و دروغ نمىگويد ، بايد تصديق كرد كه آنچه را در خواب ديده ستاره بوده‌اند ! نه شخص برادرانش و اگر چنين بود نيازى به تفسير و تأويل نبود و در هر صورت بايد ببينيم كه اينها از چه نوع ستاره‌هايى بوده‌اند ، از ثوابت يا از سيارات ؟ . . . به طور حتم نمىتوان گفت از ثوابت بوده‌اند ، زيرا تعداد ثوابت ميليون‌هاست و ذكر يازده‌تاى به خصوص
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيهء 5 .