« لوريهء فرانسوى » سيارهء « نپتون » رادر عقب اورانوس و سيارهء فلكان را در جلو عطارد كشف كرد - سال 1264 هجرى قمرى - عدهء سيارات بالغ به 9 و عقيدهء عموم بر اين قرار گرفت كه منطقهء نظام عالم شمسى ما ، داراى نه سياره است هر چند بنا بر قولى كه مشهورتر است ، هشت است ! زيرا رصد « فلكان » خيلى دشوار است و ديدن آن براى همه كس ميسور نيست مطالب مزبور خلاصهء عقايد مختلفهاى است كه حكما در تعداد سيارات داشته و دارند !
اما شريعت اسلام
ظواهر آثار و اخبار در اين خصوص دو دسته است :
دستهء اول : آثارى است كه تعداد سيارات را « هفت » عدد معرفى مىكند ، اين دسته آثار با نظام هيئت جديد مناسبتر و موافقتر است تا بر هيئت قديم . و به نظر من ، احتمال قوى آن است كه اين ظواهر و آثار ناظر به سيارات مىباشند كه با چشم عادى ديده مىشوند ، نه عموم سيارات حقيقى عالم شمسى و ما در فصل پيشين هم گفتيم كه متكلم در خطابات عرفى و عمومى خود بايد حكم را روى موضوعى ببرد كه قابل حس و ادراك براى عموم باشد و شكى نيست در اين كه هفت تا از سيارات هميشه قابل احساس و ادراك بودهاند : زمين ، زهره ، عطارد ، مريخ ، مشترى ، زحل ، اورانوس .
هر چند كه گاهى اوقات بعضى از آنها به واسطهء ناآگاهى و كوتاهى مردم - نه از جهت عدم قابليت خود موضوع - در نزد مردم مجهول بوده است . چنان كه « اورانوس » به جهت دور بودنش ، نور آن در قدر پنجم « 1 » ديده مىشود و مردمان تيزبينى ! و با اطلاع ،
هامش
( 1 ) . توضيح آن كه اختر شناسان پيشينى براى نور سيارات مراتبى را قائل شده بودند و هر مرتبه را « قدر » تعبيرمىكردند و همه اقدار را شش قدر پنداشته و شعراى يمانى را در قدر اول و سها را در قدر ششم مىدانستند و مدعى بودند كه ماوراى قدر ششم ستارهاى نيست ، ولى پيشينيان پس از اختراع ابزارهاى فنى اقدار را از بيست و هشت هم زيادتر دانستهاند . ( س )