تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
است ، و در عرف گذشته و امروز هم مراد از « ستارهء صبح » همان « زهره » است و گاهى آن را ستارهء سحرى نيز مىنامند . 3 . ذبال : كرهء عطارد است ، زيرا كه « ذبال » - بر وزن قطام - در لغت به معنا « نحيف و بىطراوت » است . عطارد نيز چون به خورشيد نزديك است ، خيلى خشك و خالى از طراوت است . 4 . قابس : كرهء فلكان است . چه قابس در لغت عبارت از چيزى است كه از آتش بزرگى كسب حرارت شديدى نموده باشد ، ستارهء فلكان هم از خورشيد - كه از هر آتشى بزرگ‌تر است - كسب حرارت شديد مىكند ، چه مدار آن خيلى به خورشيد نزديك است و از جهت شدت حرارت آن است كه نامش « فلكان » شده ، زيرا كلمهء فلكان چنان كه گذشت به معناى « بركان » است و آن را كوه آتشفشان نامند « 1 » . 5 . عمودان : احتمال دارد كه مقصود از آن « ستارهء مريخ » باشد ، زيرا مريخ داراى دو ماه است كه شعاع آنها هميشه مانند عمودى بر سطح آن قائم است و در بعضى نسخه‌ها « عموران » آمده و در اين صورت اشاره به عمران آن است ، چنان كه اخيراً ميان اخترشناسان مشهور شده است . 6 . فليق : به معناى شكافته و پخش و پراكنده است ، و اين معناى كاملًا مطابق با سيارهء بزرگى ( اقمار كوچك مشترى ) است كه در زمان سابق ما بين مريخ و مشترى بوده و به واسطهء علت نامعلومى متلاشى و از هم پاشيده شده و به صورت سياره‌هاى كوچكى در آمده است - چنان كه در اوايل اين مسئله ذكر شده - . نتيجه : اسامى شرح داده شده در خبر مزبور ، قابل تطبيق با سيارات نظام شمسى ماست - با حفظ نظم و ترتيبى كه شرح آن در مسئلهء ششم گذشت - بنابراين ، اين اقمار
هامش
( 1 ) . نوراللَّه گويد : در اين اشاره به آن است كه حرارت فلكان از خود نيست و از ديگرى مكتسب است . « قبس » خود آتش است چنان كه خداوند مىفرمايد : « لَعَلِّى آتِيكُمْ مِنْها بِقَبَسٍ » و « قابس » اخذ كننده آن است .
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 357 | خسرو شاهى / السيد هبة الدين الشهرستاني