جائها را « جئها » و محاطه را « محيطه » مىنوشتند . . . و موقع خواندن ، بعضى آن را محاطه و بعضى محيطه مىخواندند .
خلاصهء وجه استدلال به خبر و آيهء مزبور اين است : اختصاص ذكر اين يازده ستاره در آيهء شريف از ميان همهء ستارهها ناچار بايد به واسطهء صفت مخصوصى باشد كه منحصر به اين يازده ستاره بوده در ساير نجوم نباشد ، و نيز صفتى كه مشترك بين اين يازده ستاره و مختص به آنها باشد نيست مگر همان صفت سياره بودن و دوران به دور آفتاب ، چنان كه مرقوم شد و جملهء « كل منها محاطه بالسماء ؛ هر يك از آن ستارهها محاط به آسمان است . » كه محدث قمى نقل كرده ، مؤيد اين مدعاست ، زيرا بنا بر نظام هيئت جديد اين صفت نيز - محاط بودن به آسمان - مختص به سيارات است - چنان كه در تحقيق كرهء بخار گفتيم - و بعداً هم خواهيم گفت كه هر يك از سيارات محاط و محفوف به كرهء بخارى است كه از هر طرف محيط بر آن سياره است .
يكى ديگر از مؤيدات اين مدعا آن كه بسيارى از اسامى مذكور در خبر منطبق بر سيارات شمسى ماست ، با توضيح اين كه اين اسامى ، نامهاى حقيقى نبوده بلكه در حكم علامت و نشانهاى است كه صفات قوى و ظاهرى هر سيارهاى را در نظر گرفته و به وسيلهء اين نامها ، نشانى آن صفات را داده و در واقع سيارات را به نشانى صفتى از صفات ظاهرى آنها معرفى فرموده است . و ما مطابق ترتيبى كه در اخبار معمول است و هميشه در شمارش سيارات از « زمين » شروع شده ، اسامى مزبور را توجيه مىكنيم :
1 . جريان : كرهء ارض است ، در اخبار ديگر هم كلمهء « جاريه » بر زمين اطلاق شده - چنان كه اين معنا در مسئلهء تعدد زمينها به طور مشروح نقل شد - و به كره زمين بدان جهت « جريان » گفتند كه هميشه در فضا در جريان است و علاوه حركتهاى ديگرى نيز دارد كه در مسئلهء حركت زمين به آنها اشاره شد و اين حركتها در سيارات ديگر وجود ندارد ، از اين روست كه كرهء ما بدين نام ناميده شد .
2 . فليق : كرهء زهره است ، چنان كه در كتاب قاموس آمده « طارق » همان ستارهء صبح
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 356
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٥٦