معرض تغيير و تبديل بوده و دانشمندان جديد تا زمان ما همواره دربارهء تعداد سيارات عالم شمسى ما تغيير عقيده داده و نظريات گوناگونى را ابراز داشتهاند و خلاصهء عقايد و آراى مزبور ، از اين قرار است :
در به دو امر ، سيارات را منحصر به شش كرهء : عطارد ، زهره ، زمين ، مريخ ، مشترى و زحل ، دانسته و خورشيد و ماه را از اين جرگه بيرون مىشمردند . تا هنگامى كه دانشمند معروف « تىتىيوس » ميزان معروف « سلسلة البعد » را در تشخيص ابعاد سيارات اختراع كرد ! در اين موقع حكما از روى ميزان مزبور احتمال دادند كه سيارهاى در بين مريخ و مشترى وجود داشته باشد ، زيرا مطابق رأى و قاعدهء « تىتىيوس » هر گاه فرض كنيم به طور كلى بُعد و فاصلهء زمين نسبت به خورشيد ده فرسنگ باشد « 1 » ، بُعد عطارد چهار و بعد زهره هفت و بعد مريخ 16 فرسنگ خواهد بود . و ميزان اين حساب در نزد حكيم مزبور اين است كه براى هر سيارهاى چهار واحد از جنس ده واحدى - كه براى بعد زمين منظور شده - فرض كنيم ، سپس سه واحد بر چهار واحد زهره و شش واحد بر چهار واحد كرهء بعدى ، اضافه نماييم !
همچنين بر چهار قسمت بعد هر سيارهء لاحق دو برابر آنچه بر چهار قسمت بعد سيارهء سابق افزوده شده اضافه كنيم ، و چون بُعد زمين را از ابتداى ده جزء مستقل حساب كردهايم و ديگر نيازى به اين افزايش نخواهد بود و نظام بعد سيارات از روى اين قاعده تقريباً بدين ترتيب خواهد شد :
عطارد ( 4 ) ، زهره ( 7 ) ، زمين ( 10 ) ، مريخ ( 16 ) ، مابعد مريخ ( 28 ) ، مشترى ( 52 ) ، زحل ( 100 ) ، اورانوس ( 196 ) ، نپتون ( 288 ) . « 2 »
هامش
( 1 ) . فرسنگ را به عنوان مثال آورديم و مقصود ده واحد مقدار فرضى است . ( ف )
( 2 ) . طنطاوى گويد : دانشمندان ما گفتهاند : اگر ما قطر زمين را 8 فرض كنيم ، قطر هوا 9 و قطر فلك قمر 12 و قطر فلك عطارد 13 و قطر زهره 16 و قطر فلك شمس 18 و قطر فلك مريخ 5 / 21 و قطر فلك مشترى 24 و قطر فلك زحل 28 ( كمتر از يك چهارم ) خواهد بود .
و باز گويد : « لورداوبرى » در كتاب زيباى طبيعت از استاد « يود » قانونى نقل مىكند كه آن را « قانون يود » مىنامد - و چون آزمايش او تكميل نشد ، هنوز قابل بحث و محل نظر است و طبق اين قانون اگر ما فرض كنيم كه دورى و فاصلهء عطارد چهار باشد فاصلهء زهره هفت و زمين ده و مريخ شانزده خواهد بود و در فاصلهء 28 وسعت بزرگى وجود خواهد داشت كه به وسيلهء ستارههاى ديگرى اشغال شده و آنها را « زون » مىنامند كه به سيصد مىرسد و گويى ذراتى هستند كه از همديگر تمييز داده نمىشوند و اين را « بيزى » در اول ژانويه سال 1801 كشف كرد . . . و سپس مىگويد : و پس از اين مشترى 52 و زحل 100 خواهد بود ! . . . اين قانونى است كه « يود » آن را پىريزى نمود و « بيزى » آن را تكميل كرد .