با ملاحظهء احاديث و عقايد و توجيهات مزبور ، اگر با چشم بصيرت و حسن سريرت در حقايقى كه پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله و اوصياى وى در هزار و سيصد سال پيش از اين بيان فرمودهاند دقت شود ، معلوم خواهد گرديد كه اين اطلاعات مولد قواعد علمى و فنى و فلسفى نبوده ، بلكه ناشى از پيوند معنوى به عالم قدس و مبدأ اعلى و ارتباط با عالم ملكوت و لاهوت است و بس كه ابواب علوم حقايق وجودى از مجارى غير عادى به رويشان مفتوح و اسرار غيبى از ناحيهء « غيب الغيوبى » بر آنها مكشوف گرديده و بالاخره از چيزهايى خبر دادهاند كه عقول فلاسفهء دنيا از درك آن عاجز وقاصر بوده است تا چه رسد به حواس ظاهرى !
البته بسيار جاى تعجب است از كسانى كه اين آيات روشن و دلايل آشكار را مىبينند و باز هم به عناد و انكار خود ادامه داده و به حق و حقيقت ايمان نمىآورند و راه خطا و هوا را پيش مىگيرند ؟ !
ما از مردم نادانى كه پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله را آزار دادند ، تعجب نداريم ، زيرا آنان از علوم و فرهنگ بسيار دور بوده و در عالم جهل و نادانى و وحشيت غوطهور بودند . . .
آرى ، ما از آنها تعجبى نداريم ، ولى از فرزندان علوم عصر جديد ، عصر اتم و نور ، بسيار شگفتانگيز است كه چگونه علم و فرهنگ آنان ، به آنان اجازه مىدهد كه بر اين پيامبر بزرگ و اهل بيت معصوم وى عليهم السلام ايمان نمىآورند ؟ در حالى كه آنان با نشر اين قبيل علوم ، به دوران جهل و تاريكى پايان دادند و ما همه مىدانيم كه كوچكترين وسيلهء علمى ظاهرى براى كشف اين نكات ، در دست آنها نبود و در آن زمان اصولًا ابزار علمى وجود خارجى نداشت . . . نكاتى كه تازه دانشمندان پس از قرنها كوشش و رنج ، به وسيلهء آلات و ابزار مخصوصى توانستهاند به آنها پىببرند .
به راستى كه اين خود دليل راستى و درستى اين راه است .
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 348
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٤٨