ولى به گمان من ظاهر خبر مزبور در مقام اثبات اصل مخلوق است در شمس ، بدون بيان حقيقت آن كه از چه جنس است ؟ حيوان است ؟ ذى شعور است ؟ نبات است ؟ يا . . . و در اين صورت براى تصديق مصداق خبر ، وجود كائنات بخار وگازى و عناصر سيّال در خورشيد كافى است ، زيرا اينها هم مخلوقات است و ظاهر خبر با نظريهء متأخرين منافاتى نخواهد داشت .
اما قمر : بر حسب ظاهر خبر ، داراى موجودات ذى شعور است ، زيرا امام عليه السلام نفى علم و آگاهى از آنها كرده نسبت به وجود آدم ، يعنى فرمود : آنها علم به وجود انسان ندارند « 1 » و بديهى است كه اگر علم به شىء خاص از موجودى سلب شود ، مشعر بر اين است كه آن موجود اصلًا داراى علم و شعور هست ، اما آن شىء خاص و جزيى ، در علم او نيست ! خلاصه آن كه : موجودات ساكن در كرهء ماه در اصل داراى علم و ادراكند و ترديد در اين است كه آيا از جنس بشرند ؟ يا ملائكهء مجرد ؟ يكى از فضلاى مورد اعتماد ، اين روايت را از حضرت على عليه السلام براى من نقل كرد كه فرمود :
« إنّ في قمركم هذا لخلقاً كادوا يحرثون ؛
به درستى كه در اين كرهء ماه شما آفريدگانى باشند كه شايد كشت و ذرع مىكنند ! ( يا نزديك است كه اين امر را پيش گيرند ! ) .
ولى هر قدر در كتبى كه دسترس بود ، تفحص كردم اين خبر را نيافتم .
خلاصهء كلام آن كه : نبايد از ظواهر شريعت كه بر وجود كائنات زنده در كرهء ماه دلالت دارد ، استبعاد كرد كه « بر خلاف مشهور » است ! زيرا جمعى از بزرگان فلاسفه اخير ، مانند « هوك » ، « هرشل » ، « غوك » ، « كاسنى » ، « اراگو » ، « كمستوك » ، « پيكرين » ، « فلاماريون » « 2 » و ديگران ، با مشهور مخالفت ورزيده و نظريه دادهاند كه كرهء ماه - به
هامش
( 1 ) . البته اين قسمت ممكن است شامل موجودات شمس هم بوده منحصر به موجودات قمر نباشد . ( ف )
( 2 ) . در المقتطف ، ج 9 ، ص 264 گويد : فلاماريون معتقد به مسكونى بودن ماه بود و قصد داشت كه با بودجه يكميليون فرانكى ، تلسكوپى بسازد كه با آن ساكنان ماه ديده شوند ! . . .