آن حادث شده ، و به تدريج و با مرور زمان اين حركت سرعت يافته در نتيجهء شدت حركت ، آن توده بزرگ به شكل كره در مىآيد ، سپس شروع به سرد شدن كرده و به مرور زمان قشر و پوستى بر روى وى توليد شده و بعد از گذشتن چندين ميليون سال ، آن قشر جمع و سخت و محكم مىگردد و بعد از گذشتن چندين ميليون سال ديگر ، آن قشر يا زيادى از آن كره منفك و جدا گرديده به شكل كرهء سوزان و فروزانى در اطراف كرهء نخستين به دَوَران مىافتد .
كرهء دوم هم به نوبت خود و باز به مرور زمان ، به همان ترتيب كرهء ديگرى مىزايد و به دنبال خود مىاندازد و همچنين كرهاى از كرهاى ، توليد و جدا شده و هر پديده جديدى در اطراف پديده قبلى و هر سابق و لاحقى به طور دست جمعى در اطراف كرهء اسبق ! به دوران مىافتد ، تا موقعى كه عدهء كرات تكميل شده و جهان براى زندگى و زندگانى و تكون جماد ونبات و حيوان صلاحيت پيدا كند . پس در اين موقع كتلهء سدامى نخستين عبارت از خورشيد و ساير كرات متكون از آن ، اتباع وى و متبوع يك نظام عالم شمسى است مثل نظام عالم شمسى ما !
بنا بر عقيدهء مزبور ، ممكن است بگوييم : ثوابت بدين زيادى ، چنين نيست كه همهء آنان خورشيد و هر يك داراى عالم و نظام مخصوصى باشد ، بلكه فقط معدودى از آنها تقريباً - شايد حدود چهل كره - خورشيد و بقيه شبيه آنهاست ! .
موجود زنده در شمس و قمر
اما اين قسمت خبر كه مىفرمايد : « در خورشيد و ماه آفريدگان بسيارى است » مخالف با عقيدهء مشهور متأخرين است كه مىگويند : كرهء خورشيد و كرهء ماه فاقد امكانات زندگانى از قبيل هوا و آب و اعتدال حرارت و امثال آن است .
بنابراين ، وجود و بقاى موجودات زنده در خورشيد و ماه قابل تصور نيست ، مگر آن كه بگوييم : مقصود از كلمهء « شمس » عالم شمسى است ، يعنى در عالم هر