آفتابهايى كه در پس آن است ، آفتابهاى معنوى و نجوم عرفانى است ! ؟
آرى ، يگانه مايهء عذر پيشينيان اين است كه سرمايهء علمى آنان جز اين اقتضا نداشته و چون وسايلى در دست نداشتند و اصلًا بوى هيئت و آراى جديد را هم استشمام نكرده بودند ، چارهاى نداشتهاند ! ولى با اين حال اگر وارد بحث نشده و اصولًا دست به تركيب اين گونه اخبار نمىزدند و كشف و اظهار اسرار عظيم آن را موكول به قرون بعدى مىكردند ، بهتر و سزاوارتر بود .
بارى ، برگرديم به شرح خبر و بحث در نكات آن : عدد چهل كه در اين حديث شريف مذكور است ، به نظر اين جانب چند وجه در آن احتمال مىرود :
1 . لفظ ارقام 4 ، 40 ، 7 ، 70 ، 100 ، 500 ، 1000 و امثال آن در زبان عرب و همچنين ساير زبانها ، غالباً براى بيان كثرت و محض مبالغه در تعدد ، به كار برده مىشود ، نه براى تعيين مقدار حقيقى و تشخيص كميّت واقعى . بنابراين ، مقصود از ذكر چهل خورشيد و چهل ماه در خبر ، بيان تعدد و كثرت آن است نه تعيين عدد واقعى شموس و اقمار ! پس ذكر رقم 40 منافى با اين نيست كه واقعاً عدهء شموس و اقمار بيش از هزار هم باشد .
2 . در موقع بيان اين كلام مانعى از ذكر « اكثر » وجود داشته مثل اين كه مخاطب طاقت شنيدن مقدار بيشتر را نداشته است و از اين رو ، در بعضى اخبار ديگر ، دوازده خورشيد ذكر شده و در بعضى ديگر فقط به ذكر « تعدد » اكتفا نموده و از ذكر عدد خوددارى شده است ( در مسئلهء تعدد عوالم نيز شرح اين وجه خواهد آمد ) .
3 . به عقيدهء بعضى از متأخرين شموس در به دو خلقت مثل يك توده بزرگ آتش و گاز سوزان بوده است ، سپس به واسطهء سرد شدن شروع به انقباض و جمع شدن نموده و بعد از آن ، در نتيجهء ظهور اشعه ، شروع به انبساط و امتداد نمود . در آغاز حدوث اين دو حالت - قبض و بسط - كم كم حركت وضعى ( گردش به دور خود ) در
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 317
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣١٧