تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
بالاخره نتيجهء آراى متأخرين آن كه : هر يك از نجوم ثوابت ، خورشيدى است كه به طور ذاتى داراى حرارت و روشنايى بوده و در اعماق درياى فضاى بىمنتها ، شناور است و هيچ كدام مربوط و منوط به عالم و نظام شمسى ما نيست ، بلكه هر يك به طور مستقل داراى نظام خاص و عالم مخصوص است مركب از زمين‌هاى سيّار و اقمار كه خود در آنها قرار گرفته و همه را به ترتيب منظمى به دور خود مىچرخاند . نظريه‌هاى مزبور ، هر چند در به دو پيدايش شهرتى نداشت ، ولى كم كم شروع به نمو و انتشار كرد و به جايى رسيد كه امروز روشنى مسئلهء تعدد خورشيد از آفتاب هم روشن‌تر است !

اما شريعت اسلام

اسلام در اظهار اين نظريهء بزرگ و قابل تقدير ، بيش از هزار سال بر متأخرين پيشى گرفته و در موارد متعدد به طور اشاره يا تصريح ، تعدد شموس و اقمار را در عالم وجود اعلام و آشكار داشته است . البته هنگامى كه اين نظريه از مصدر شريعت صادر مىشد ، قولى بود بلا برهان و فتوايى بود بلا دليل ! و چون ظاهر الفاظ آن مخالف با علوم آن روز و منافى با حقايق شايع و مبانى مسلم آن قرون بود ، ناچار علما و حكماى مسلمانان به تأويل مقالات شرعى شروع كردند و به مردم مىفهماندند كه مقصود از اين ظواهر ، معانى ديگرى است غير از معانى حقيقى ! و بالاخره از روى جهالت يا ناچارى ، دست تصرف و تأويل به تركيب منظم و متين آيات و اخبار زده و كلام شارع را از وجههء حقيقى آن به جانب معانى و هدف‌هاى نامناسبى سوق دادند و كردند آنچه كردند ! و شد آنچه شد ! تا بحمداللَّه در عصر فرخندهء ما ، كه پرده از روى حقايق برداشته شده و علوم حقيقى در ميان مردم منتشر گرديد و خوشبختانه ما را مجال و توفيق امكان آن به دست آمد كه ظواهر آثار شرع را از زير فشار آن تأويلات و تصرفات بيهوده بيرون آورده و معانى حقيقى آن را استخراج و در معرض استفادهء عموم