« خورشيد كرهء تمام است و دليلى بر تسطيح دو ناحيهء قطبين آن نيست » « 1 » .
در واقع اگر مساحت جرم خورشيد به طورى كه متأخرين تحديد كردهاند ، درست و مطابق واقع باشد هر منصفى در وجدان خود مجبور خواهد شد كه « ايمان » بياورد و معتقد شود به مقام ولايت اين پيشواى بزرگ اسلامى كه هزار سال پيش ، اين خبر را داده ، در حالى كه آن وقت در دنيا هيچ گونه ابزار حسى و طريق حدسى وجود نداشته كه بدان وسيله درك اين حقايق ممكن باشد ، جز نسبت وحى و الهام و ارتباط نفسانى با مبادى عاليه - كه مخصوص اولياى خاص خداست - اتفاق نمىافتد .
* * * اعتراض : اگر گفته شود كه در خبر مزبور سؤال از طول و عرض خورشيد و ماه هر دو شده و جوابى هم كه حضرت على عليه السلام داده ، شامل هر دو و مشعر بر اين است كه شمس و قمر در طول و عرض و ساير لوازم « مانند هم » هستند ! و حال آن كه همه مىدانيم خورشيد از ماه بزرگتر است ، پس چطور جايز است كه هر دو را به يك اندازه تحديد كرده باشند ؟
جواب : گذشته از اين كه در اغلب نسخهها « ماه » ذكر نشده ، منافاتى هم ندارد و بنا بر مبانى جديد ، نسبت به هر دو هم درست است ! بدين تقريب كه گوييم : چنان كه مرقوم شد ، طول و عرض در كره ، كنايه از محيط آن است و محيط هم اعم از دايرهء محيط بر كره و از سطح محيط بر كره است . پس هر چند در روايت محيط هر دو را به
هامش
( 1 ) . ولى در مجلهء المقتطف ، ج 39 ، ص 612 آمده است : در مدت پنج سال گذشته ( 1905 - 1909 م . ) پس از رصدهاى متمادى خورشيد ، به اين نتيجه رسيدهاند كه خورشيد به طور كامل و تام و تمام مدور و گرد نيست ، يعنى كرهء متساوى الاقطار نيست ، بلكه قطر قطبى آن طولانىتر از قطر استوايى آن است . . . تا آن كه گويد : و از اينجا روشن مىشود كه قطر قطبى آن از قطر استوايى ، هميشه طولانىتر بوده و اين زيادت كم كم حاصل شده تا به 31 درصد در ثانيهء رسيده و سپس باز كم كم ، رو به نقصان نهاده تا آن كه تفاوت آنها در سال 1910 م . به 5 درصد رسيده است و از اينجاست كه مىتوان احتمال داد كه شكل جرم خورشيد تغيير و تبديل مىيابد و همين تغيير و تبديل بىارتباط با ظهور كلفهاى خورشيدى نيست .