همچنين « كرات عناصر » مثل كرهء زمين و كرهء آب و كرهء هوا و كرهء آتش ، هيچ كدام معقول نيست كه سبك يا سنگين باشد ! آرى اجزاى هر يك از اين كرات ، از جهت ميل مركزى سبك يا سنگين تواند بود ، ولى اصل كره و مجموع اجزاى آن ، داراى ميلى نيست تا متصف به وزن گردد ! .
و اما حكماى متأخر از هزارهء هجرى ، طبق استكشاف « كپلر آلمانى » كه ركن هيئت جديد و فيلسوف قرن هفدهم ميلادى است ، معتقد به حصول وزن در نتيجهء جذب و انجذاب و خفت و ثقل ، از جهت ضعف و شدت جاذبه هستند . پس هر جسمى كه مجذوبيت آن نسبت به جسم ديگر قوى باشد ، سنگين و اگر ضعيف باشد سبك است ! چنان كه سنگ از آب غليظتر و اجزاى آن به زمين شبيهتر و جاذبهء زمين نسبت بدان قوىتر است ! پس سنگ از آب سنگينتر است و همچنين نسبت بين آب و هوا با زمين ، كه چون جاذبهء زمين نسبت به آب قوىتر است ، آب از هوا سنگينتر است و همين طور ساير اجزا و كرات . . . منشأ جذب و انجذاب مختلف است : گاهى به واسطهء بزرگى جسم جاذب و گاهى به واسطهء غلظت آن و گاهى به واسطهء قوتى است كه در جوهر جسم جاذب موجود است .
بنابر مبناى مذكور ، براى هر يك از كرات هوا و آب و زمين و همچنين براى هر يك از ثوابت و اقمار و خورشيد و نجوم ، ثقل و وزن خاصى ثابت كردهاند ، چنان كه وزن كرهء بخار را در مسئلهء حقيقت آسمانها بيان كرديم و در تقويم مؤيد سال 1319 هجرى است كه وزن هواى محيط به زمين ، مساوى با يك ميليونيم وزن زمين است !
اما وزن خورشيد : در تقويم نجم الملك سال 1320 مرقوم است كه جوهر خورشيد سيصد و بيست و پنج هزار برابر جوهر زمين است ، و هر گاه كرهاى از زغالسنگ فرض كنيم كه حجمش مساوى با حجم خورشيد باشد ، وزن آن كمى از خورشيد سبكتر ومعادل با 000 / 000 / 000 / 000 / 000 / 000 / 000 / 000 / 200 / 6 خروار فارسى خواهد بود !
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 304
مساهمون: خسرو شاهى
ص٣٠٤