كه جز خورشيد ساتر و حافظى نداشتند كه خود را با آن از سرماى شرقى و شمالى حفظ كنند . يا اين كه جز شعاع خورشيد لباسى بر تن نداشتند . و اين كلام در مقام مبالغه در معناى لختى و برهنگى ، بليغترين بيان است ، چه تنها ساتر آن بيچارگان ، خورشيد است كه كاشف هر چيزى است !
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 285
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٨٥