اعتراض و جواب : چون شرح مسئلهء هشتم منتهى بدين دو آيه شد ، بد نيست اشكالى كه بر آن وارد شده است بيان و به طور اختصار آن اشكال را حل و دفع كنيم .
اشكال : بعضى از دو جهت بر اين آيات اعتراض كردهاند :
1 . با توجه به اين كه زمين كروى شكل است و معين نيست كدام نقطهء آن تنها مشرق و كدام نقطه آن تنها مغرب است ، بلكه هر نقطهاى از نقاط زمين مشرق است براى كسانى كه در مغرب آنند و مغرب است براى كسانى كه در مشرق آنند ! بنابراين رسيدن « ذوالقرنين » به مطلع يا مغرب خورشيد چنان كه در دو آيهء مزبور مذكور است ، چه موضوعى دارد ؟
2 . آن كه جرم خورشيد به عقيدهء پيشينيان و امروزىها ، چندين برابر كرهء زمين است و با اين بزرگى چگونه مىشود كه در يكى از چشمههاى زمين فرو رود ؟
جواب : پيشينيان گمان مىكردند قطعات زمين كه از آب بيرون است ، منحصر به سه قطعهء آسيا ، اروپا و آفريقا ست ! و ما به طور قطع و يقين از سير و گردش ذوالقرنين اطلاع نداريم ، ولى مشهور اين است شرق و غرب دريا و خشكى معموره را گردش كرد ، پس بعيد نيست كه به سواحل آفريقاى غربى رسيده با يك عده مردم ماه پرست ملاقات كرده و ديگر نتوانسته باشد از اقيانوس « آتلانتيك » عبور كند و همانجا متوقف شده و هنگام غروب خورشيد كه در كنار آن درياى پهناوربوده نگاه كرده و گمان نموده است كه خورشيد در آن دريا فرو مىرود و پس از آن دريا ، ديگر زمين نيست .
و معلوم است كه ظاهر آيه در مقام بيان حس و پندار « ذوالقرنين » است نه حكم به اين كه واقعاً خورشيد در آب فرو رفته است و اطلاق لفظ « عين » بر اقيانوس هم صحيح است ، زيرا اين لفظ تقريباً هفتاد معنا دارد - چنان كه در قاموس ، اقرب الموارد و
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 283
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٨٣