شد ، زيرا جزاير عرب در زمان گذشته به نظر پيشينيان حتماً به بزرگى جزاير مشهور امروز نبوده است ، براى كوتاهى نظر پيشينيان و وسعت نظر متأخرين و احاطهء علمى و نفوذ اينها به همه جاى زمين به طورى كه ده يك آن را هم قدما نداشتهاند و هر كس با تاريخ گذشتهها آشنا باشد ، مىداند كه آنها اسم جزيره را بر قطعه زمينى كه اطراف آن را آب فرا گرفته و طول آن از يك جريب تا ده فرسنگ باشد ، اطلاق مىكردند ، پس تحديدى كه ما در مساحت بروج نموده و گفتيم : مساحت هر يك از قطعات ، نزديك 5 فرسنگ است ، با مفاد خبر مساحت هر يك از بروج به اندازهء يكى از جزاير عرب تحديد نموده است ، مساعد خواهد بود .
و رفع دو اشكال ديگر بنا بر اين مبنى واضح و آسان است .
خلاصهء استفاده از خبر مزبور آن كه خورشيد در حال ميل خود يكصد و شصت منزل در زمين دارد ! بر حسب نقاطى كه فروغ آن بر آنها مىتابد و بر حسب روبهرويى قرص آن از مدار جدى تا مدار سرطان . پس اشعهء خورشيد در هر روز بر يك قطعهء مخصوصى از قطعات زمين مىتابد كه مسافت هر قطعه نزديك پنج فرسنگ و مثل يكى از جزاير عرب است . و همچنين قطعات مزبور ، از جنوب به شمال به طور تدريجى در معرض تابش اشعهء خورشيد در مىآيد تا نيمهء سال . سپس برمىگردد و همان منازلى را كه طى كرده است ، مجدداً يكى يكى طى مىكند تا 360 روز ، 360 منزل تمام شود و مجموع آن يك سال كامل است .
بنا بر تحقيق ما مفاد دو خبر مزبور ، با هم اختلافى نخواهد داشت ، زيرا خبر اول ناظر به مجموع منازل ساليانه است - اعم از رفتن و برگشتن - بر خلاف خبر دوم كه منازل رفتن و برگشتن را از هم تفكيك نموده است و خلاصه اين كه هر دو خبر ، با بيانى كه ما در تفسير آن نموديم ، منطبق است بدون نياز به تصرف و تأويل در الفاظ آن ، مگر در نسبت نزول خورشيد كه بايد « مضاف تقدير » گرفته و بگوييم : مقصود از نزول خورشيد در بروج ، نزول اشعهء آن است . ولى ساير تفسيرات نيازمند به تصرفات
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 280
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٨٠