و تأويلات بيشترى است - از آنچه قدما ذكر كردهاند - به اضافهء اين كه آن تفاسير مبنى بر هيئت قديم است و تفسير ما منطبق بر هيئت جديد واولويت آن آشكار است .
علاوه بر همهء اين مراتب ، در خود خبر هم امارات و شواهدى بر صحت تفسير ما موجود است :
از آن جمله اين كه فرمود : « تنزل على برج منها ؛ نازل مىشود بر برجى از آنها » كه تعبير به كلمهء « على » مناسب اعتبار و اخذ برج از سطح زمين است و هر گاه مأخوذ از سطح فلك بود ، خوب بود با كلمهء « فى » تعبير كرده باشد .
شاهد ديگر : آن كه سير خورشيد را به نزول تعبير كرده و آن را به كلمهء « على » مقيد ساخته و اين سياق فقط مناسب با نزول اشعهء خورشيد بر اقطاع زمين در حركت ميلى ساليانه است .
علت اين كه اين قدر شرح خبر مزبور را طول داديم ، اين است كه جمعى از محققان پيشين مثل علامهء « مجلسى » و سيد حكما « ميرداماد » و غيره ، اين گونه اخبار را طورى تفسير كردهاند كه با هيچ نظام صحيحى راست نمىآيد ! با اين كه بايد در گفتار ائمهء اطهار عليهم السلام به دقت و بصيرت بسيار بحث و كاوش كرد ، زيرا به طور كلى مىدانيم آنان از همه كس بهتر با حقايق اسرار آشنا بودهاند .
* * *
دفع توهّم ديگر
از جملهء دلايلى كه پيشينيان بدان استناد كرده و آن را دليل حركت روزانهء خورشيد گرفتهاند ، ظواهر اخبارى است كه بر طلوع و غروب خورشيد دلالت دارند .
و جواب اين است كه : اولًا مقصود از طلوع و غروب خورشيد در اين اخبار ، بيان طلوع و غروب حسى است كه در نظر بدوى چنين مىآيد و ثانياً مقصود از لفظ طلوع ، مطلق ظهور و آشكار شدن و مراد از لفظ غروب ، مطلق خفا ونهان شدن است و اين