آيه سوم : در سورهء يونس :
« هُوَ الَّذِى جَعَلَ الشَّمْسَ ضِياءً وَالقَمَرَ نُوراً وَقَدَّرَهُ مَنازِلَ » « 1 » ؛
او كسى است كه قرار داد خورشيد را روشن ، و ماه را نور ، و مقدر كرد براى ماه منازلى .
وجه استدلال : در اين آيه ، خداوند خورشيد را با پرتوافكنى و ماه را با نورانى بودن ، تعريف كرده و سپس حركت در « منازل » را تخصيص به ماه داده و از ذكر حركت خورشيد ، سكوت فرموده و هر گاه خورشيد هم مطابق عقيدهء پيشينيان متحرك بالحسّ بود ، بيان حركت آن اولويت داشت ، زيرا سوق آيه در بيان مأخذ حساب سال و ماه است .
نوراللَّه گويد : و مؤيد آن است كه : اگر خورشيد متحرك باشد ، بهتر بود كه به « مقدر » بودن در « بروج » توصيف شود . به ويژه كه در لفظ هم با ماه « مقدر در منازل » هم رديف است . و چون خداوند آنها را توصيف كرده و از حركت خورشيد در « بروج » سخنى به ميان نياورده است ، اين خود دليل روشنى بر سكون خورشيد و اختصاص ماه به سير و حركت است . و مثل همين آيه است ، آيهاى ديگر كه مىفرمايد : « وَالقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتّى عادَ كَالْعُرْجُونِ القَدِيمِ » « 2 » كه خداوند در اين آيه ، فقط به حركت ماه اشاره مىفرمايد نه خورشيد ، با اين كه در نزد قدما عكس آن معروفتر و سزاوارتر بوده است .
* * * بعضى از مأثورات است كه پيشينيان به آنها استدلال كرده و دليل صحت هيئت قديم دانستهاند ! از آن جمله در كتب كافى ، وافى ، تفسير قمى ، بحارالانوار و غيره به
هامش
( 1 ) . يونس ، آيهء 5 .
( 2 ) . يس ، آيهء 39 : و براى همه منزلگاههايى قرار داديم .