تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
آيهء دوم : در سورهء يس : « لا الشَّمْسُ يَنْبَغِى لَها أَنْ تُدْرِكَ القَمَرَ وَلا الَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ » « 1 » ؛ نه خورشيد را سزد كه به ماه برسد و نه شب پيش از روز است . « نوراللَّه » مىگويد : اين آيهء اشاره مىكند كه خورشيد جذب كننده ماه است - نه بر عكس - و درست شبيه به گفتهء شماست كه دربارهء دو كشتى بزرگ و كوچك كه كوچك به تبع بزرگ سير مىكند ! بگوييد : « لا العظيمة ينبغي لها أن تدرك الصغيرة » يعنى كشتى كوچك را نشايد كه بر بزرگ برسد ! علامه « مرعشى شهرستانى » اين آيه و آيهء بعدى را با هيئت جديد منطبق دانسته و معتقد است كه خورشيد ساكن و مركز حركات است و ماه پيوسته در حركت و انتقال و آن وقت راست آيد كه : « لا الشَّمْسُ يَنْبَغِى لَها أَنْ تُدْرِكَ القَمَرَ » ! . ولى به عقيدهء من : چون در آيهء شريفه نسبت ادراك را به شمس داده ، بايد نخست معناى « ادراك » را دانست ! پس مىگوييم : ادراك عبارت از ملحق شدن و رسيدن سريع چيزى است به چيز مقدم ديگرى « 2 » و به عقيدهء متأخرين خورشيد در حركت انتقالى خود با سيارات در هر ثانيه 14 مايل سير مىكند ، در صورتى كه ماه در حركت انتقالى خود با زمين ، در هر ثانيه 20 مايل راه طى مىكند ، پس سير ماه خيلى از سير خورشيد سريع‌تر است ، و نتيجه آن كه طبق مفاد آيهء شريفه ، خورشيد در سير انتقالى نمىتواند به ماه برسد . مؤلف گويد : به نظر من اين آيهء شريفه ناظر به حركت انتقالى خورشيد است و آيهء « وَالشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَها » ناظر به حركت وضعى آن است و بنابراين ، سورهء « يس » به هر دو حركت وضعى و انتقالى خورشيد اشاره مىكند .
هامش
( 1 ) . يس ، آيهء 40 . ( 2 ) . چنان كه دو نفر در حركت باشند يكى از آنها مسافتى جلو افتاده و ديگرى عقب مانده باشد . ادراك عبارت است‌از اين كه عقبى با سرعت تمام به جلويى برسد و او را دريابد . ( ف )
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 275 | خسرو شاهى / السيد هبة الدين الشهرستاني