خورشيد . و بنابراين گويى امام على عليه السلام نخست اشاره فرموده است به عدم مدخليت خورشيد در ايجاد روز و شب . و سپس به ثبوت حركت مستقلى براى آن در اعماق فضا ( به دليل 14 در مسئلهء حقيقت فلك رجوع شود ) .
* * * در قرآن آياتى هم يافت مىشود كه مىتوان از آنها مركزيت خورشيد را براى سيارات استنباط كرد « 1 » :
آيهء اول : در سورهء شمس :
« وَالشَّمْسِ وَضُحاها * والقَمَرِ إِذا تَلاها » « 2 » ؛
سوگند به خورشيد و درخشانى آن و ماه هنگامى كه خورشيد را پيروى مىكند .
در اين آيه اشاره فرموده است به تبعيت حركت ماه نسبت به خورشيد . و از ذكر موجبات توهّم حركت خود خورشيد ، سكوت ورزيده است ، بلكه به ذكر نور و شعاع آن كه نمايانترين صفات و زيباترين جلوات آن است ، اكتفا كرده است ! پس اگرحركت محسوس شبانه روزى متعلق به خود خورشيد بود ، ظاهرترين صفت و مناسبترين حالت براى سوگند ، همان بود و نيز چنان كه گفتيم جملهء « تلاها » اشاره به تبعيت ماه نسبت به خورشيد در حركت است ، چنان كه نظريه متأخرين چنين مىباشد . و حال آن كه در هيئت قديم ذكرى از تبعيت ماه و غيره در حركت نسبت به خورشيد ، نيست - نه بى واسطه و نه باواسطه - !
هامش
( 1 ) . فراموش نشده باشد كه اصل مسئله هفتم در اطراف اين موضوع است كه خورشيد مركز حركات سيارات است . منتها مؤلف محترم در اوايل مسئله تذكر داد كه مركزيت خورشيد براى سيارات تابعه منافات با اين ندارد كه خودش هم با كليه اقمار و اتباعش داراى حركتى خارجى باشد . و به مناسبت مقام لازم دانست كه حركات خورشيد و پارهاى از ادلهء شرعى آن را ذكر نمايد و در حقيقت مطالب مزبور ، تا اينجا خارج از موضوع بود و از اينجا مربوط مىشود به اصل موضوع و مسئله ، كه همان مركزيت خورشيد باشد . ( ف )
( 2 ) . شمس ، آيات 1 - 2 .