مقام ، گنجايش بيان منشأ اين حدس و شرح آن را ندارد و غرضى هم نداريم جز بيان اين كه در صورتى كه حركات شبانهروزى و ساليانهء زمينها و اقمار ناشى از حركت وضعى خورشيد باشد ، مطلب برگشت مىكند به همان رويهاى كه ما در تفسير آيه اتخاذ كرده گفتيم : مقصود از تسخير خورشيد حركت وضعى آن است كه داراى اين همه منافع و نعمتها و منّتهاست . به اين ترتيب ، به كلى اشكال مطرح شده ، مرتفع خواهد گرديد .
ديگر از شواهد حركت خورشيد : كلام حضرت على عليه السلام است كه در بعضى از خطبههاى خود مىفرمايد :
والجَوُّ المكفوفُ الذي جَعَلْتَهُ مغيظاً لليلِ و النهارِ ، و مَجَرى الشمسِ و القمرِ ؛
هواى محفوظ و ممنوع از سيلانى كه قرار دادى آن هوا را محل فرو رفتن و پنهان شدن روز و شب و ميدان گردش و حركت خورشيد و ماه .
اين عبارت ، ظاهر در ثبوت حركت و جريان براى خود خورشيد و ماه ، مطابق نظريهء متأخرين است ، نه براى فلك آنها آنچنان كه پيشينيان پنداشته بودند !
صدر اين كلام صريح در اين است كه ظهور شب و روز ، ناشى از حركت ظلمت و نور است و اين براى اين است كه « شب » در حقيقت چيزى نيست جز سايهء زمين كه همواره از مشرق زمين به سوى مغرب آن در حركت است . چنان كه « روز » هم چيزى نيست جز فروغ خورشيد كه هميشه از مشرق زمين پيدا و در مغرب آن ناپيدا مىشود ! »
مقصود از اين كه هوا محل فرو رفتن روز و شب است كه هوا موضع غروب و طلوع نور و ظلمت است ، پس در نسبت دادن طلوع و غروب به ظلمت و نور نه به خود خورشيد ، خود اشعار و اشارهاى است بر اين كه حركت شب و روز متعلق به گردش زمين و از آثار ظلمت و نور است و بدين ترتيب ، منافاتى با ساكن بودن خورشيد نخواهد داشت ، زيرا حركت ظلمت و نور هم ناشى از حركت زمين است نه
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 273
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٧٣