فواصل بين اراضى سيارات قائلند و به هيچ وجه مناسبتى با مبناى ديگر يا هيئت ديگرى ندارد .
بىمناسب نيست كه پارهاى از دلايل اثبات بر مضمون مزبور را ذكر كنيم :
1 . در كتاب بحارالانوار و الدر المنثور از هفت كتاب يا بيشتر در ضمن خبرى بدين نحو وارد شده است : ما بين هر دو آسمان 500 سال راه است .
2 . « فاضل نيشابورى » در كتاب تفسير خود در تفسير آيهء « وَ مِنَ الأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » مىگويد : آنها هفت زمين است كه ما بين هر زمينى تا زمين ديگر پانصد سال راه است همچنان كه در ذكر آسمانها هم وارد است ، و در هر زمينى خلقى است كه از زمين خود ، آسمان را مشاهده مىكنند و روشنى آن را مىبينند .
هر گاه به نظر تحقيق در الفاظ خبر دوم دقت كنى ، دلالت ديگرى هم بر صحت ترتيب ما خواهى يافت « 1 » و شارحين نهج البلاغه ، مانند : راوندى و غير او ، دورى آسمانها و زمينها را در اوايل كتابهاى خود اين چنين نقل كردهاند .
3 . ديگر در بحارالانوار و الدر المنثور با اسناد قوى از « ابى ذر غفارى » روايت شده است كه گفت : روزى در خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله نشسته بوديم كه گفتوگو از شمارهء آسمانها و زمينها به ميان آمد . آن حضرت هفت آسمان و هفت زمين شمرده مسافت بين هر دو آسمان و هر دو زمينى را ، پانصد سال راه تعيين فرمود « 2 » .
4 . در بحارالانوار از ابن عباس روايت شده است : ميان هر زمين تا زمين ديگر و هر
هامش
( 1 ) . شايد دلالت مزبور اين باشد كه مشاهده كردن خلق هر زمينى آسمان را مناسبت ندارد جز با ترتيب مزبور و طرزهيئت جديد كه براى هر زمينى ، آسمانى قائل است بر خلاف هيئت قديم كه چون شش زمين ديگر را در جوف زمين ما مىدانستند . بنا بر عقيدهء آنان مشاهدهء آسمان مخصوص خلق اين زمين است و اهل شش زمين ديگر از سير اين منظرهء دلربا محرومند . ( ف )
( 2 ) . متن حديث : عن أبي ذرّ قال : كنّا جُلُوساً مَعَ رسولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و ساقَ الخَبَر في عَدِدِ السَمواتِ إلى أَن قال : حتّى عَدّ رَسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله سَبْعَ سَمواتٍ بَينَ كلِّ سمائينِ مَسيرةُ خمسمائةِ عامٍ . ثمّ ساق الخَبرَ في شرحِ الأرضينَ إلى أن قال : حتى عَدَّ رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله سَبْعَ أرضينَ بينَ كلِّ أرضَيْنِ مَسيرةُ خَمسمائِة عامٍ .