7 . در تفسير ابو السعود محمد - از فضلاى قرن نهم هجرى - است كه در بيان آيهء :
« وَ مِنَ الأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » گويد : اكثر مفسران و محدثان بر اين عقيده هستند كه آنها هفت زمين است ، بعضى بالاى بعضى ! و مسافت بين هر زمينى تا زمين ديگر ، به اندازه مسافت بين هر آسمانى است تا آسمان ديگر و هر زمين داراى ساكنانى است از مخلوقات خدا .
به عقيدهء من ، همهء اين الفاظ صريح در ترتيبى است كه ما اختيار نموديم و جز بر آن منطبق نمىشود . ولى تعجب دارم از غفلت محققان از درك معناى اين آثار واضح و روشن با اين كه مثل منادى فرياد مىكند و به زبان فصيح ، ترتيب مختار ما را به عالميان اعلام مىدارد !
8 . در تاريخ علم الفلك طيلانى از « مسند احمد بن حنبل » با سند « عباس » عموى پيامبر صلى الله عليه و آله خبرى نقل شده : ميان زمين و آسمان مسافت پانصد سال راه است و همچنين ميان هر آسمانى تا آسمان ديگر . . . .
9 . در تفسير قمى در سورهء مريم و در بحارالانوار به سند صحيح از حضرت صادق عليه السلام در ضمن خبر ادريس نبى عليه السلام است كه گفت : غلظت آسمان چهارم به مسافت پانصد سال راه است و از آسمان چهارم تا سوم و از سوم تا دوم هر يك پانصد سال راه است و هر آسمانى و ما بين هر آسمانى تا آسمان ديگر همين طور است . الخ « 1 » .
ظهور اين خبر هم در مطالب مزبور آشكار است ، ولى اشكال در اين است كه چگونه غلظت آسمان چهارم پانصد سال راه است ؟ مگر بگوييم مقصود از آسمان چهارم كرهء بخار زمين مشترى است ، زيرا كه چون مبدأ شمارش آسمانها از بالاى زمين ما شروع شود ، كرهء بخار مشترى آسمان چهارم خواهد بود و زيادى غلظت كرهء
هامش
( 1 ) . متن خبر : عن الإمامِ السادسِ « جَعفرِ بنِ محمّدٍ عليهما السلام في خَبر إدريسِ النبيّ عليه السلام : فإنّه قال لَمَلَكِ الموتِ : إنَّ غَلَظَ السماءِ الرابعةِ مسيرةُ خمسمائةِ عامٍ . و من السماءِ الرابعةِ إلَى السَماءِ الثالِثةِ مَسيرةُ خمسمائةِ عامٍ . و من السماءِ الثالثةِ إلى الثانيةِ مسيرةُ خمسمائةِ عامٍ ، و كلّ سَماءٍ و ما بينَها كذلك .