كتاب شرح داديم .
گروه هشتم
چند بيان از آثار شرعى است كه ما راهنمايى مىكند به اين كه جهت و سمت بالاى هوا به آسمان منتهى مىشود و آسمان بر روى هوا بنا شده است :
1 . از آن جمله در كتاب تفسير حافظ قمى « 1 » در تفسير سورهء يوسف ضمن دعاى يعقوب عليه السلام است :
يا مَنْ شَيَّدَ السَماءَ بِالهَواءِ ، و كَبَسَ الأَرضَ عَلَى الماءِ ؛
اى آن كسى كه استوار ساخت آسمان را به هوا و او محكم نمود زمين را بر آب . « 2 » بديهى است و همه كس مىدانند كه كرهء بخار قائم و متكى به هواست ، بر خلاف آسمانى كه پيشينيان تفسير مىكردند ، زيرا آن آسمان مبنى و مربوط به هوايى نيست .
2 . ديگر در كتاب بحارالانوار و بلد الامين تأليف « ابراهيم فاضل كفعمى » و در صحيفهء حسينى و غيره ، از حسين بن على عليهما السلام ضمن دعا عرفه است :
يا مَنْ كَبَسَ الأَرضَ عَلَى الماءِ وَ سَدَّ الهَواء بِالسَماءِ ؛
اى كسى كه زمين را بر آب استوار نمود و هوا را به سبب آسمان مسدود كرد .
و در بعضى نسخهها به جاى كلمهء « سد » كلمهء « شيد » است و بنا بر هر دو فرض مقصود ما تأييد مىشود ، چنان كه پوشيده نيست . و ظاهراً مراد از مسدود شدن هوا به آسمان محيط بودن آسمان است بر كره هوا ، بدون فاصله و اين با ترتيب هيئت قديم درست نمىشود ، زيرا پيشينيان كرهء آتش را در بين كرهء هوا و فلك اول فاصله مىدانستند .
هامش
( 1 ) . كلمهء « حافظ » كه در موقع ذكر اسم بعضى از علما در اين كتاب مكرر آمده است ، لقب است . و مقصود « حافظقرآن » يا « حافظ حديث » است . ( ف )
( 2 ) . ترجمهء « شيد » درپارسى به « استوار نمود » ، مناسبتر است .