وزن و ميل به مركز و سبكى و سنگينى هستند . مثل دعاى حضرت سجاد عليه السلام كه در مقام راز و نياز با خدا مىگويد : « تسبيح تو را سزاست كه وزن آسمانها را مىدانى ، تسبيح تو را سزاست كه وزن زمينها را مىدانى ، تسبيح تو را سزاست كه وزن سايه و هوا را مىدانى ، تسبيح سزاوار تو است كه مىدانى وزن باد چند مثقال است . . . » . « 1 » اين حديث را جماعتى روايت كردهاند . مانند : شيخ « حرّ محمد عاملى » ، ( متوفاى سال 1109 ) كه در صحيفهء ثانيه در ضمن دعا پنجاه و پنجم ذكر نموده و گفته اين دعا را زهرى از « سعيد بن مسيب » نقل كرده است و يا « سيد نعمت اللَّه جزايرى » متوفاى سال 1112 كه در شرح متعلقات صحيفهء سجاديه نوشته است : شيخ فقيه « محمد بن مكى عاملى » - شهيد سال 786 ه . - ادعيهاى به طور الحاق روايت كرده است كه اين تسبيح از آن جمله است و من متن اين دعا را در سال 1335 ه . در مجموعهء كتب انساب و ادعيه در كتابخانه « حسن بن هادى » محدث كاظمى ، ديدهام و اين مجموعه به خط « سيد محمد بن عزيز اللَّه حسينى » است كه به تاريخ يكشنبه ، 7 ذيحجه الحرام ، 984 ه .
نوشته است . و در كتب ادعيهء قديم اين مضمون مكرر وارد شده است و مخالفت آن با مبانى فلسفهء قديم روشن و آشكار است ، زيرا كه از نظر عرف و فلسفه ، وزن چيزى نيست جز ميل جسم به مركز خود ، منتهى اگر مركزش بالا باشد ميل آن را خفت و سبكى نامند مثل آتش و هوا و اگر پايين باشد ، ثقل و سنگينى خوانند مانند : خاك و آب !
از اين جهت « 2 » پيشينيان اتفاق دارند در اين كه فلكيات ، به طور كلى ، اعم از اين كه حامل باشد چون اصل جوهر فلك يا محمول باشد چون جرمهاى كوبيده شده در فلك - از قبيل خورشيد و ماه و ستارگان - داراى وزنى نيست ، نه خفت و نه ثقل ! زيرا
هامش
( 1 ) . متن دعا : سُبحانَكَ تَعْلَمُ وَزنَ السَمواتِ ، سُبحانَكَ تَعْلَمُ وَزنَ الأَرضينَ ، سُبْحانَكَ تَعْلَمُ وَزنَ الشَمسِ وَ القَمر ، سُبحانَكَ تَعْلَمُ وَزنَ الظُلمةِ و النُورِ ، سُبحانَكَ تَعْلَمُ وَزنَ الْفَيءِ و الهَواءِ ، سُبحانَكَ تَعْلَمُ وَزنَ الريحِ كَمْ هي مِن مِثقال ذَرّةٍ . إلخ .
( 2 ) . كه وزن عبارت از ميل جسم است به مركز خود . ( ف )