وجه استدلال آن كه : لفظ « ثم » معناى ترتيب است با تراخى « 1 » و از على عليه السلام نصى در اين زمينه گذشت و ما آن را در ضمن شواهد گروه اول ذكر كرديم و « ابن ابى الحديد » در شرح آن گويد : ظاهر كلام حضرت على عليه السلام آن است كه خلقت و آفرينش آسمانها بعد از زمين است . . . و اين عقيدهء گروهى از مسلمانان است كه به دو آيهء گذشته استدلال كردهاند .
و چون تمامى ظواهر آثار اسلامى ، ناطق به تأخير خلقت آسمان از زمين است ، ناچار محققان پيشين در مقام انديشه ! بر آمده به انواع و اقسام اقاويل و تأويلات متشبث مىشدند ، زيرا اين ترتيب را با مبانى حكمت قديم مخالف مىديدند ، چه از بديهيات مسائل حكمت قديم است كه وجود فلكيات بر همه اقسام وجود ارضيات - كه در نزد قدما معروف بوده است - از قبيل : تقدم ذاتى ، شأنى ، دهرى ، زمانى ، طبعى ، مكانى ، تقدم دارند .
ولى بنابر تفسيرى كه ما با استفاده از آيات و اخبار نموده و گفتيم مقصود از آسمان كرهء بخار است هيچ اشكالى ندارد و حتماً بايد خلقت آسمان متأخر و بعد از خلقت زمين باشد ، زيرا كه كرهء بخارى كه در اطراف زمين است ، حاصل نمىشود مگر از تبخير جرم زمين و تبخير آنها و رطوبتهايى كه در زمين است ، اعم از اين كه اين تبخير به واسطهء حرارتهاى داخلى زمين باشد - كه وجود آن در جوف زمين مثل وجود كبد و جگر است در كالبد حيوانات - و يا به سبب حرارتهاى خارجى كه در نتيجهء حركات مختلف زمين به دور خود و به دور كرات ديگر در زمين حادث مىشود ، و يا مخصوصاً به واسطهء حرارتى كه از كرهء خورشيد و غيره بر زمين مىتابد .
هامش
( 1 ) . « الفاء للترتيب باتصال » « و ثم للترتيب بانفصال » بيان مراد آن كه : چون خلقت آسمان لفظاً بعد از خلقت زمين و باقيد كلمهء « ثم » ذكر شده است معلوم مىشود در حقيقت و خارج هم خداوند اول زمين را آفريده و پس از فاصله به آفرينش آسمان پرداخته است ، زيرا كه اين ترتيب ( تأخير مع الفاصله ) درلغت عرب از خواص كلمهء « ثم » است كه در هر جا اين كلمه بين دو جمله واقع شود ، دليل اين است كه تاريخ وقوع مفاد جملهء ما بعدش متأخر از تاريخ وقوع جملهء ما قبل است و حتماً بايد فاصلهاى هم بين دو تاريخ باشد . ( ف )