« فَأَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً » ؛
فرو فرستاديم از آسمان آبى .
و غير اينها از آياتى كه دلالت دارند : آسمان يعنى كرهء بخار كه محل جمع شدن رطوبتهاى متصاعد است ، معدن آبها و باران است . و اين معنا منافات ندارد با اينكه رطوبت در يك وقتى در محلى جمع شود و سپس تقطير شده و از ابر نازل گردد ! چنان كه شبنم از هوا تقطير شده بر زمين فرود مىآيد . و بدين ترتيب بسيار مناسب خواهد بود با آنچه در بعضى كلمات شرع وارد شده است كه : « باران از آسمان بر ابر نازل مىشود و ابر آن را غربال مىكند » .
آيات مزبور موافق مختار ما و مطابق با ساير ظواهر شرعى و مناسب با آراى محققان از حكماست .
و اما پيشينيان چون سماوات سبعه را به افلاك سيارات تفسير مىكردند و افلاك ، به عقيدهء آنان منزه از عنصريات بود ، ناچار لفظ « سماء » را در امثال اين آيات به قسمت « عُلو » تأويل مىكردند .
از جملهء شواهدى كه دلالت دارد بر اين كه آسمان معدن آب است ، خبرى است در كتاب بحارالانوار ، علل الشرائع و غيره كه نقل شده است :
يك فرد يهودى از حضرت على عليه السلام پرسيد : چرا آسمان را سماء ناميدند ؟ فرمود :
« لأنّها وسم الماء . يعنى معدن الماء » ، به جهت اين كه معدن آب است ! و هر كس اين خبر را روايت كرده است ، جملهء « يعنى معدن الماء » را جزو روايت قرار داده است و نيز در تفسير آيهء : « كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما » « 1 » وارد شده است خدا گشود زمين را به سبزه و آسمان را به باران .
پس همهء ظواهر شرع ، صريح در اين است كه باران از آسمان است و كسى را در اين امر شكى نيست ، البته ، ترتيب قدما مقتضى بود كه لفظ « سماء » به جهت عُلو تأويل
هامش
( 1 ) . انبياء ، آيه 30 .