آهنگ آسمان كرد در حالى كه آسمان دود بود .
5 . خبر ديگر در بحارالانوار و الدر المنثور نيز از « ابن عباس » روايت شده است :
وكانَ عَرشُهُ عَلى الماءِ فَارتَفَع بُخارُ الماءِ فُفِتقَتْ مِنه السَمواتُ ؛
سرير آفرينش حق ، بر روى آب بود ، پس بخار آب بلند شد و آسمانها از آن به وجود آمد « 1 » .
6 . ديگر در بحارالانوار و تفسير فرات است كه حضرت على عليه السلام در ضمن خبرى مىفرمايد :
إنَّ اللَّهَ بَدا لَهُ أَنْ يَخلُقَ الخَلْقَ فَضَربَ بأمواجِ البُحورِ فثارَ مِنها مِثْلُ الدُخانِ كأَعظمِ مايَكونُ مِن خَلْقِ اللَّهِ فَبَنى بِها سَماءاً رَتْقاً - إلى أن قال : - ثمّ استَوى إِلى السَماءِ و هي دُخانٌ مِن ذلك الماءِ الذي أَنشَأَ مِن تلك البُحورِ ؛
خدا آهنگ آفرينش كرد ، پس امواج درياها را بر هم زد پس بخارى چون دود از آن برخاست به بزرگى بزرگترين چيزى كه خدا آفريده است ، پس بنا نهاد به آن بخار آسمانى گشاده - تا اينجا كه فرمود : - پس متوجه آسمان شد در حالتى كه عبارت بود از دود آبهايى كه در آن درياهاست .
ظاهر اين است كه مقصود از اين دود ، بخار شبيه به دود است ، زيرا از آب بر نمىخيزد جز بخار غليظ شبيه به دود چنان كه باز هم خواهيم گفت . و نظير اين اخبار است آنچه دربارهء شرح بودن آسمان درياى مسجور يا آب مكفوف است ؛ يعنى از سيلان و جريان ممنوع است . « ابن ابى الحديد » در شرح نهج البلاغه در شرح گفتار على عليه السلام « والجّو المكفوف » مىگويد : « و در سخنان او نظير اين آمده كه آسمان ، هوا يا آب جامد است ولى پوشيده نماند كه بخار مناسب است كه از آن به آب يا هواى جامد تعبير شود » و در اين باره اخبارى خواهد آمد .
هامش
( 1 ) . تفسير عرش به بارگاه مناسبتر از سرير است .