وجود هوا و بخار ، در بالاى صد مايلى تا كرهء اثير را تأييد مىكند .
« فانديك » در جزء سوم از كتاب النقش فى الحجر مىگويد : « در قعر اقيانوس سيالى كه كمترين معدل عمق آن صد برابر عمق اقيانوس زمين است ، زندگى مىكنيم » .
نتيجه اين مقدمه آن كه : زمين ما از هر جهت محاط و محفوف به كرهاى است كه از جنس بخار و گاز و پر از اجزاى الكتريكى است و تعبير مىشود از آن به « زمهرير » يا پوسته ، يا اتمسفر ، يا كرهء برف يا غير اينها و ارتفاع و بلندى اين كره ، كمتر از پانزده فرسنگ نيست گرچه بيش از اين هم گفتهاند . و اين كرهء بخار با كرهء هوا كه در جوف آن است ، در همهء حركات وضعى و انتقالى ، تابع و همراه كرهء زمين است .
* * * پس از اين مقدمه مىگويم : معنايى در ذهن خطور مىكند كه هر چند در به دو نظر عجيب مىنمايد ، ولى با تأمل و تفكر در شواهد آن ، قابل توجه است و خلاصه آن كه :
وقتى كه اطلاق لفظ « سماء » بر هر موجود عُلوى جايز و شايع شد ، چرا جايز نباشد كه آسمان زمين ما عبارت باشد از كرهء بخارى كه محيط بر هواى زمين ماست ؟ و همچنين آسمان ساير اراضى ، سياره همان كرات بخارىاى باشد كه محيط بر هواى آنهاست ؟ آيا از لحاظ عقل ، شرع ، عرف و لغت و زبان ، مانعى از اين توجيه مىبينيد ؟
هرگز ! بلكه در آيات و روايات مربوط به اين موضوع ، چيزى جز شواهد و امارات مؤيد ، نخواهى يافت - و به زودى ذكر خواهيم نمود كه هر يك از زمينهاى هفتگانه سياره داراى كرهء هوايى محفوف به كرهء بخارى است - .
اخبار و رواياتى كه شهادت مىدهد بر اين كه آسمان عبارت از كرهء بخارى هر زمينى است ، تقريباً ده گروه است :
گروه اول
اخبارى كه مىگويد : آسمان از « بخار » آفريده است . و چون اين اخبار به طور