آسمانى گذشت .
و آراى متأخرين دربارهء منتهاى طبقات هوا كه با كرهء زمين حركت مىكند مختلف است ؛ « فلاماريون » فرانسوى مىگويد : ضخامت جسم محيط بر زمين تقريباً بالغ بر يكصد هزار متر و اسم آن « اتمسفر » مأخوذ از دو كلمهء يونانى « اتومس اسفر » و به معناى بخار مدوّر است و مشهور در ميان حكماى عصر ما اين است كه ارتفاع و علو « اتمسفر » كمتر از پانزده فرسنگ نيست ، گرچه در بيشتر از اين مقدار اختلاف دارند . و عمدهء ميزان حساب و تقديراتشان عبارت است از شناختن مقدار انكسار نور در موقع فجر و شفق ، هنگامى كه در كرهء هوا نفوذ نموده و به ما مىرسد . از اين رو ، فاضل « شدورى » در كتاب العروس البديعه مىگويد : علوّ پوسته - مقصود از جلد و پوست كرهاى است كه محيط بر زمين ماست ، چون قشر محيط بر مغز - و ارتفاع آن از محل انكسار نور بالغ بر چهل و پنج مايل است . و وسيلهء شناختن آن شفق است و شايد ارتفاع مزبور تا صد يا دويست مايل بالاى زمين امتداد يابد . . . .
احتمال اخير عقيدهء بعضى از حكماست كه « علو جلد » را تا سى فرسنگ صحيح دانستهاند ، توجيه مىكند ! چنان كه در كتاب آيات بينات ظهور شهاب و شفقهاى قطبى را در پوسته ، از هفتاد تا سيصد مايلى زمين گرفته و بعضى ديگر تا پانصد مايلى دانستهاند . . . از « نيوتون » نقل شده است كه وى ارتفاع پوسته را پنجاه فرسنگ مىداند و مؤلف كتاب حدائق النجوم دلايل قوى و محكمى اقامه كرده است بر اين كه ضخامت كرهء بخار زمين ، بيش از يكصد مايل است و البته طبقات آن در لطافت و غلظت مختلف است تا كرهء اثير كه هوايى از آن لطيفتر نشنيدهايم . و اما فجر و شفق چون از غلظت هوا حاصل مىشود ، ناچار بايد ظهور آن در ابتداى چهل و پنج مايلى باشد . و اين تحديد دليل منتهاى كرهء بخار نخواهد بود ، بلكه دلالت دارد بر اين كه غلظت بخارهاى اين كره تا چهل و پنج مايل است و اين معنا منافات ندارد كه بخارى لطيف و هوايى شفاف هم در بالاى آن باشد ، به ويژه بعد از ظهور علامتهاى روشنى كه
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 222
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٢٢