تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
و قرار داد در آسمان برج‌هايى . 2 . عين كُرات عُلوى و اراضى سياره چنان كه در خبر است : « در آسمان آدمى است چون آدم شما و نوحى چون نوح شما » و اخبار ديگرى نيز نزديك بدين معنا خواهد آمد . 3 . جسم عظيم كروى محيط بر زمين ما و بر ساير زمين‌ها چنان كه بيشتر موارد استعمال لفظ « سماء » در شرع ناظر بدين معناست ، به ويژه در مواردى كه « اراضى سبعه » نيز با آن ذكر شده باشد « 1 » . عمدهء اضطراب و قصور علما درست در فهم حقيقت اين جسم عظيم است كه آيا عنصرى است يا فلكى يا غير اين دو ؟ ، بلكه ترديد دارند در اين كه مادى است يا جوهر قدسى ؟ و بالاتر از اين ، محل اختلاف است كه آيا جوهر است يا عرض ؟ مثل قول آنان كه گويند : آسمان در عرف شرع عبارت از نفس جهت عُلو و جوّ است ، لا غير ! ولى تحقيق در اين حقيقت ، چنان كه شايد و بايد ، مقتضى تمهيد مقدمه‌اى است و آن مقدمه اين است : كرهء زمين به اتفاق همهء حكما و به حكم حس و عيان از هر طرف محاط و محفوف به هواست . و نيز همه حكماى قديم و جديد معتقدند در اين كه حرارت‌هايى كه با اشعهء خورشيد بر زمين مىتابد ، به واسطهء انعكاس اشعه از سطوح زمين به اطراف منعكس مىشود و هر قدر اين حرارت انعكاس يافته بالاتر رود و از سطح زمين دور تر شود ، ضعيف‌تر شده و نيروى آتش و حرارت آن كم مىشود تا
هامش
( 1 ) . اين معانى براى لفظ سماء در لغت عربى معلوم است ، به علاوه نام فارسى آسمان مركب است از كلمهء « آس » به معناى : آسيا و « مان » به معناى : مانند و اين اسم با هيئت « كوپرنيكى » نيز مناسب است ، چون كه آسيا به دور خود مىچرخد و اين كرات آسمانى نيز به دور خود چرخانند ! و از جهت ديگر ، زمين ما و هر يك از زمين‌هاى هفت‌گانه ، داراى كراتى بخارى است و آنها نيز با زمين‌هاى خود چرخ مىزنند و اجرام اين كرات نيز مانند آسيا مدوّر است ، پس از هر جهت « آسيا مانند » است !