تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
جايى كه به كلى متلاشى و نابود گردد . و اختلاف است در اين كه : منتهاى سير اين حرارت و محل تلاشى آن كجاست ؟ . مطابق فرض و برآورد پيشينيان هفده فرسنگ و يك مايل بالاى زمين است و آراى متأخرين در اين زمينه مختلف است و به طور كلى كمتر از مسافت مزبور قائل شده‌اند و در ابتداى انعدام اين حرارت ، بخارها و دودهايى كه از زمين بلند مىشود ، منجمد گشته و رطوبتى كه از درياها و بخارها توليد مىشد ، ثابت مىگردد .

طبقات هوا و ضخامت آن

با توجه به اين نكته - كه گفتيم بخارهاى متصاعد از زمين در پانزده فرسنگى منجمد و يا طبقه طبقه مىشود - حكما هواى محيط بر زمين را به طبقاتى تقسيم كرده‌اند مثل طبقهء « نسيم » كه متصل بر زمين و هواى آن ، به هر سو در جنبش و حركت است و اين آخرين طبقات هواست و براى معيشت و زندگانى از همهء طبقات مناسب‌تر و سازگارتر است . بنا بر نقل عجايب المخلوقات حدود آن بالغ بر 16 هزار ذراع بالاى زمين است و بيشتر هم گفته‌اند ! و مثل طبقهء « زمهرير » كه هواى آن ساكن است و مملو از رطوبات منجمد و گازهاى انبوه و ابر و برق در اوايل اين طبقه جريان و جستن مىكند . و هواى آن به هيچ وجه سازگار و مناسب با زندگانى نيست ، به طورى كه اگر حيوانى وارد اين طبقه گردد ، ضعف و لرز بر او مستولى مىشود . حكماى قرون بعد از هزارهء هجرى ، تا اين‌جا با قدما توافق دارند ولى در چند چيز ايشان را با قدما اختلاف است : يكى انكار طبقهء آتش كه قدما آن را محيط بر كرهء هوا مىدانستند . و ديگر اثبات وزن براى كرهء هوا و بخار ، چنان كه بيان آن خواهد آمد . و ديگر اين كه زمين به همراهى كرهء هوا و كرهء بخار خود ، در فضاى خالى از موجودات زمينى و مملو از جوهر سيال اثير جريان دارد ، چنان كه شرح اين معنا در باب درياهاى