و مقصود از « آسمان دنيا » كه در خبر مزبور و ساير اخبار ياد شده ، به عقيده پيشينيان ، فلك قمر است و عقيدهء متأخرين دربارهء آن به شرحى است كه در مسئلهء ترتيب آسمانها ذكر خواهيم نمود .
و مراد از جملهء « مُتَرَفْرَفَةُ عليها » در خبر ، اين است كه فضا مملو از مادهء « اتر » بالاى زمين پهن و گسترده است ، چنان كه مرغ بال خود را بر روى هوا پهن و گسترده مىدارد و بديهى است كه آسمان دنيا ، بنا بر هر دو قول قديم و جديد ، بر سايه مخروطى زمين كه ملقب به كوه قاف است گسترده است .
و در خبر ديگر است : « قاف كوهى است از زمرد كه محيط بر دنياست و دو طرف آسمان دنيا بر روى آن است » و شبههاى نيست كه هميشه يك قوس نوعى از فلك قمر موجود است كه دو طرف آن پيوسته به سايه مخروطى زمين است و اين همان قوسى است كه چون قرص قمر در آن قرار گرفت ، منخسف مىگردد !
نكته
پوشيده نباشد كه تمام مطالب اين روايت ، با ترتيبى كه ما در فهم هيئت اسلامى اتخاذ نمودهايم سازش و انطباق دارد ، چنان كه بر هر فرد باانصاف و خردمندى روشن است مگر يك مطلب و آن اين جمله است :
ثُمّ خَلقَ مِن وَراءِ ذلك الجَبَلِ أرضاً مِثْلَ تِلكَ الأَرضِ سَبعَ مَرّاتٍ ؛
پس آفريد در پشت اين كوه ، يعنى در پس سايهء مخروطى زمين ، زمينى ديگر آفريد كه هفت بار مانند زمين ماست !
وجه تصور عدم انطباق آن كه : ظاهر اين كلام اشاره به كرهء زهره است اگر زمين ما مبدأ ترتيب سيارات باشد . چنان كه سوق اغلب روايات بر اين سوست و يا آن كه اشاره به كرهء مريخ است و به هر حال ظاهر خبر بر اين دلالت دارد كه يكى از اين دو كره ( زهره و مريخ ) هفت برابر زمين ماست . و حال آن كه در هيئت جديد خلاف اين