مضامين اين روايت ، مطابق تحقيقاتى است كه در حقيقت « كوه قاف و درياها و زمينهاى هفتگانه » نمودهايم . همچنان كه انطباق دارد بر آراى متأخرين كه مىگويند در اطراف كرهء آفتاب ، زمين بسيار و فراوان است و هر زمينى داراى امت و موجودات خاص است و پس از اراضى تابعهء خورشيد ما ، عوالم و نظامات خورشيدى ديگرى است كه همه داراى موجودات و مخلوقات هستند ، چنان كه مىفرمايد : « هفتاد هزار امت » بلكه خيلى بيش از اين !
ظاهر اين جمله كه مىفرمايد : « نور آن زمينها براى ساكنان آن روشنايى مىدهد » ؛ اين است كه اهل هر زمينى از خود آن زمين كسب روشنايى مىكنند . و اين معنا بر خلاف تحقيقات جديد است ، زيرا هر كره از خورشيد خود و از كرات ديگر كسب روشنايى مىكند « 1 » .
ولى الفاظ خبر قابل توجيه است و مىتوان گفت مراد روشنى دادن هر زمينى است
هامش
( 1 ) . پوشيده نباشد كه اين تحقيق تنها از اهل هيئت جديد نيست بلكه پيشينيان نيز اين عقيده را داشتهاند چنان كه اين جانب در آسمان نامه در احوال قمر گفتهام :به گمان هيئتين ز قديم و ز جديد * پر تو ماه ز مهراست و صحيح است و سديد
روبهرو هر طرف از مه كه شود با خورشيد * شود آن روى درخشنده و تابان و سفيد
روى ديگر كه به سوى دگر است * سخت تاريك و نهان از نظر استدر هر صورت خبر مزبور را با بيان ديگرى نيز مىتوانيم معنا كنيم كه درست مطابق با تحقيق مزبور باشد و آن اين است كه بر طبق رأى جمهورِ فلاسفه ، نور وقتى روشنايى مىدهد كه بر جسم كثيفى بتابد ؛ مثلًا استفادهء روشنايى از نور خورشيد و غيره منوط بر اين است كه آن نور بر جسمى مانند زمين بتابد و بنابراين ، چون كرهء زمين در نتيجهء تابيدن نور خورشيد بر آن روشنايى مىدهد ، درست است كه بگوييم اهل زمين از خود زمين كسب روشنايى مىكنند و همچنين ساير كرات مگر آن كه مقصود درخشيدن هر كرهاى باشد در نظر ساكنان آن كه بنابراين ناچار بايد خبر را منحصراً به همان نحوى كه مصنف توصيه كرده معنا كنيم ، زيرا كه زمين در نظر اهل خود زمين درخشان نيست و ظاهر جمله « يضيء نورها » همان روشنايى دادن است ، يعنى نور كسبى هر زمينى براى اهل خود آن زمين روشنايى مىدهد . ( ف )