در نتيجهء اختلاط نور و ظلمت ، مشبك مىتوان گفت .
بارى ، وقتى كه انسان در فضا با اين اشباح مصادف شود ، جز اين تصور نمىكند كه اينها به صورت ماهىهاى بزرگ در درياى فضا با سرعت هر چه تمامتر به شناورى مشغولند ! و بسا ممكن است كه همين نكته ، معناى اخبارى باشد كه مىگويد : زمين بر ماهى آفريده شده ، يعنى به شكل ماهى ! از جهت اين كه جرم زمين پيوسته داراى سايهء بلند مخروطى و شبيه به ماهى است ، پس وقتى كه مشابهت بين سيارگان فضا و ماهيان دريا درست شد ، تصور مشابهت بين قسمتهاى مختلف فضا و بين درياها نيز در نظر قوت خواهد گرفت و شايد با ملاحظهء همين نكته در شريعت ما ، سير نجوم به سباحت و شناورى تعبير شده است ، چنان كه در آيهء :
« كُلٌّ فِى فَلَكٍ يَسْبَحُونَ » « 1 » ؛
هر يك در فلكى شنا مىكنند .
و در خبر حضرت صادق عليه السلام است كه :
وَمِن تَدبيرِ النُجُومِ التي تُسَبِّحُ في الفَلَكِ ؛
از قبيل تدبير خدا دربارهء ستارگانى كه در فلك شنا مىكنند .
چنين تعبير شده است .
وجه ديگر آن كه : طول اين درياهاى آسمانى بيش از عرض و عمق آن است ، چه مدارات و مجارى محيط بر آنها ، مستطيل و اهليلجى است ، چنان كه نظير اين را در درياهاى زمينى نيز مىبينيم .
پس از بيان مطالب و وجوه مزبور كه مصحح و مجوز اطلاق اسم « بحر » بر فضاهاى موجود بين مدارات سيارات است ، مىپردازيم به نقل شواهد اسلامى روشن كه دلالت دارد بر اين كه مراد از آن درياهاى آسمانى كه در شرع ما ياد شده ،
هامش
( 1 ) . يس ، آيه 40 .