همين فضاهاست .
1 . از جملهء آن شواهد : خبرى است كه در كافى و من لايحضر و تفسير قمى به اسناد قوى از على بن حسين عليهما السلام مروى است كه فرمود :
إنَّ مِن آياتِ اللَّهِ التي قَدَّرهَا للنّاسِ ممّا يَحتاجونَ إليه البَحْرَ الذي خَلَقَهُ اللَّهُ بَينَ السماءِ و الأرضِ ، و إِنَّ اللَّهَ قَدَّرَ فيه مَجاري الشَمسِ و القَمرِ و النُجومِ والكَواكبِ . . . ؛
از جملهء آياتى كه خدا براى مردم مقدر كرده و بدان محتاجند دريايى است كه در ميان زمين و آسمان آفريده و مجراى خورشيد و ماه و اختران و ستارگان را در آن مقرر داشته است .
2 . شاهد ديگر : مضمون روايات متعددى است كه در آسمانها ، درياهايى است كه نور كه متلألؤ و درخشان است و گفتيم كه فضاهاى موجود بين مجارى سيارات پر است از مادهء نورانى آفتابى « اتر » كه از هر نورى قوىتر است . و شبههاى نيست كه انطباق مضمون اين گونه اخبار بر مراتب مزبور ، خيلى مناسبتر از توجيهات و تأويلات ديگرى است كه پيشينيان نمودهاند .
3 . شاهد ديگر : خبرى است كه حكيم شهير « صدرالدين شيرازى » - متوفاى سال 1050 ه - در كتاب مبدأ و معاد از « كعب » نقل كرده است : « خدا هفت دريا آفريده است كه نام يكى قيس و پس از آن دريايى است كه نام آن اصم است تا هفت دريا كه هر يك را نام خاصى است و سپس دريايى است كه نام آن باكى ( گريان ) است كه آخرين درياها بوده و محيط بر همهء درياهاست و هر درياى بعدى محيط بر درياى قبلى است « 1 » .
گر چه اين خبر تصريح نشده كه اين درياها در آسمان يا در زمين است ، ولى در صورت صحت خبر ، چون مىدانيم اين درياها در زمين نيست ، ناچار بايد گفت كه در
هامش
( 1 ) . خلق اللَّه تعالى سبعة أبحر بحر اسمه قيس ، من ورائه بحر اسمه الأصم : إلى أن عدا السبعة أبحرو و سمّاها ثمّ قال : و من ورائه بحر اسمه الباكي و هو آخر البحار ومحيط بالكلّ و كلّ واحد من هذه البحار محيط بالذي تقدمه .